مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥٤ - اشکال
نیز بود.
ما نمیتوانیم مفهوم «قبل» و «بعد» (پیش و پس) را که حرکت و زمان ما میسازد به بیرون از شکم حرکت و زمان خودمان ببریم مگر اینکه خود حرکت و زمان را همراه وی ببریم، چنانکه نمیتوانیم از همین مقدمه حکم کنیم که زمان و توالی روز و شب غیر متناهی است، زیرا اگر در هستی تنها یک حرکت کوتاه نیز فرض شود و زمانی بسازد باز پس و پیشی بیرون از وی وجود نخواهد داشت.
پس آنچه میتوان گفت این است که جهان ماده که یک واحد حرکت است و زمانی میسازد، قبل و بعد بیرون از خود ندارد.
اشکال
دانشمندان علوم طبیعی به ثبوت رسانیدهاند که: «ماده هرگز معدوم نمیشود».
مسألهای که قابل طرح است این است که آیا حرکت لا یتناهی وجود دارد یا ندارد؟ و هم اینکه آیا سلسله حوادث، متناهی میباشند یا لا یتناهی؟ و به عبارت دیگر آیا جهان آغاز و ابتدا و نقطه شروع دارد یا ندارد؟ همان طوری که بحث صحیح درباره مکان این است که آیا ابعاد عالم نهایت دارد یا ندارد؟ حکما درباره «مکان» مدعی تناهی و درباره «زمان» مدعی لا یتناهی میباشند؛ تفاوتی که میان ایندو هست در این است که مراتب ابعاد مکانی، متشابه و مراتب بعد زمانی غیر متشابه است. در بعد زمانی هر مرتبهای نسبت به مرتبه بعدی قوّه است و نسبت به مرتبه قبلی فعلیت؛ و به همین جهت است که در مراتب زمان، پیش و پس فرض میشود؛ و به همین سبب است که این پرسش پیش میآید که آیا زمان ابتدا و آغاز دارد یا ندارد؟ تقدم و تأخر در مکان، اعتباری و در زمان، حقیقی است.
البته چون هر حرکتی منشأ یک زمان است و حرکاتی که ما میشناسیم همه ابتدا دارند پس زمانهایی که ما میشناسیم همه ابتدا دارند، پس بحث در زمانی که آغاز نداشته باشد بحث در این است که آیا حرکتی که ابتدا نداشته باشد وجود دارد یا ندارد؟ به عقیده قدما حرکت فلک چنین است. ولی قطع نظر از حرکت فلک چه باید گفت؟ آیا یک حرکت یکنواخت دائم وجود دارد یا ندارد؟
این مطلبی است که در مقاله «قوّه و فعل» درباره آن بحث شده است.