مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥٢ - آفرینش جهان
آنوقت میفهمیم که در این اندیشه، مانند کسی هستیم که از حس سامعه محروم بوده و بخواهد با حاسّه چشم، حقیقت صوت را به دست آورد، زیرا خیال صوت را که در دل میپرورد در حقیقت نور و رنگ است، و هم مقیاسی را که به کار میبرد (چشم) مقیاس نور و رنگ میباشد.
ماهیت را از حریم جعل و انجعال، و تأثیر و تأثر و ایجاد و موجودیت بر کنار میداند و همه اینها را از آن وجود میداند و برای هر مرتبه از وجود حکمی قائل است، آنچه محتاج به جعل و ایجاد است خود وجود است، و مناط احتیاج نیز خود وجود است به اعتبار این که هویت وجود معلول این است که «فعل» یا «کار» است، و ما به الاحتیاج نیز از خود وجود خارج نیست. ما تفصیل بیشتر این مطلب را در مقاله «علت و معلول» ذکر کردهایم.
خلاصه سخن در اینجا اینکه طبق نظر صدر المتألّهین که بیان این مقاله نیز با آن منطبق است، معلول از آن جهت نیازمند به علت است که تمام هویتش این است که «کار» است. کار بودن کار به این نیست که حادث باشد یا قدیم، بلکه به نفس کار بودن است. کار اگر حادث باشد کار حادث است و اگر قدیم باشد کار قدیم است و به هر حال کار است.
جهان یک واحد کار است خواه حادث باشد یا قدیم.
اما در این مقاله بیان خاصی در متن آمده است که طبق این بیان بحث درباره جهان تحت عنوان «حدوث» یا «قدم» زمانی اساساً بیمعنی است و برخی ادلّه که برای اثبات حدوث یا قدم جهان آورده میشود بیاساس است.
توضیح اینکه «حدوث زمانی» عبارت است از مسبوقیت وجود یک شئ به عدم زمانی، یعنی اینکه زمانی بوده است که این شئ نبوده است، و «قدم زمانی» عبارت است از عدم مسبوقیت وجود شئ به عدم زمانی، یعنی زمانی نبوده است که این شئ نبوده است، بلکه در همه زمانها بوده است، و به تعبیر رساتر همواره زمان بوده است و شیء مورد نظر همواره در همه زمانها بوده است.
حدوث زمانی و قدم زمانی هر دو درباره موجودی صادق است که در ظرف زمان واقع باشد، اما موجودی که خارج از ظرف زمان است نه حادث زمانی است و نه قدیم زمانی، مانند مجرّدات. کل جهان نیز که شامل همه زمانها و مکانهاست نیز از این قبیل