مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤٥ - پاسخ
نیز باید جاری باشد و در نتیجه باید خدا جسم بوده و خواص جسم را از قبیل بعد، عدد، رنگ، بوی و مانند آنها داشته باشد.
پاسخ
مقدمتا باید دانست- چنانکه در مقاله ٧ بیان کردیم- موجودات امکانی که در خارج هستند، از وجود و مهیت (اندازه وجود) مرکبند. مثلًا جسم موجود اگر وجودش با جسمانیت محدود نبود وجودی بود مطلق؛ ولی جسمانیت یعنی جوهر مادی حجمدار، این وجود مطلق را تحدید و با قیودات زمانی و مکانی آشنا میسازد.
همیشه علت فاعلی به حسب حال خود اثر مطلق میدهد، ولی ماده قابله با شرایط زمانی و مکانی خودش اطلاق فعل وی را تحدید میکند؛ مانند کسی که بخواهد آب از دریا بردارد و البته وی تحدیدی به آب نمیدهد ولی کوتاهی دست و بازوی وی، ظرفیت و شکل کاسهای که در دست دارد، نزدیک و دوری اجزای آب دریا، فعل او را مقید میسازد.
پس از این مقدمه، روشن خواهد شد که خدای جهان وجودش از آلایش هر حد و قیدی پاک است، با ماهیات که حدود و قیودند و اندازههای وجودند متصف نمیشود و تنها با صفتهای وجودی که خالی از حد میباشند میتوان متصفش دانست، مانند علم و قدرت.
و در حقیقت هر قیدی به عدم تحلیل میشود و وجود مطلق خدایی، عدم و نیستی نمیپذیرد.
آری ما خدای جهان را با یک رشته صفاتی که خارج از ذات هستند توصیف میکنیم، مانند اینکه میگوییم: او خداوندگار، آفریدگار، کردگار، هستی بخش، روزی دهنده، زنده کننده، میراننده، پروردگار، کارگزار است.
ولی اینها در حقیقت صفاتی هستند نسبی نه خارجی نفسی.
از سخنان گذشته نتیجه گرفته میشود که:
صفات خداوندی سه قسماند:
(١). صفات ذاتی و ثبوتی مانند قدرت.
اما اشکال اینکه اگر معطی کمال فاقد کمال نیست پس لازم میآید ذات حق همه صفات مخلوقات خود را داشته باشد و از جمله جسمیت و لون و طعم و غیره، در متن با جوابش ذکر شده است و شاید نیازی به توضیح نداشته باشد.