مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣٣ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
مثلًا در هر یک از موجودات جهان فعالیتی به حسب حال خودش تا حدی که شرایط زمانی و مکانی آزادش گذاشته باشد مشهود است و البته فعالیت نامبرده از
کنیم مگر به آنچه خود خداوند خودش را توصیف کرده است. در کافی مبحث «توحید» بابی دارد تحت عنوان «باب النهی عن الصفة بغیر ما وصف به نفسه جلّ و تعالی». و از همین رو علمای اسلامی ادعا کردهاند که «اسماء اللّه توقیفی است» یعنی ما فقط آن اسماء را میتوانیم اسم خدا بدانیم و بر خداوند اطلاق کنیم که از طرف شارع رسیده است، و اما غیر آن اسماء هر چند از نظر عقل ما صحیح به نظر برسد جایز نیست بر خداوند اطلاق شود.
از آنچه گفته شد معلوم شد که مجموعا سه اشکال در میان است:
یکی اینکه «تنزیه» ایجاب میکند که خداوند هیچ صفت مشترک با مخلوقات نداشته باشد، و چون هر صفتی که ما بر خداوند اطلاق کنیم از نوع صفات مشترک است پس هر توصیف ما «تشبیه» است، پس باید از توصیف خودداری کنیم و حتی اگر از ناحیه شرع هم توصیف رسیده است ما باید آنها را از معانیشان تجرید کنیم و یا تأویل به صفات سلبیه نماییم.
اشکال دوم این است که اشتراک صفت میان خالق و مخلوق فی حدّ ذاته مانعی ندارد، عمده این است که عقل ما قادر نیست صفات حق تعالی را کشف کند. پس ما باید در توصیف خداوند صد در صد مقلّد شرع باشیم: اگر از ناحیه شرع وصف خاصی رسیده است هر چند مشترک باشد میان مخلوق و خالق، ما خداوند را به آن صفت توصیف میکنیم، و اگر از طرف شرع نرسیده است باید خودداری کنیم و به عقل خود اعتماد نکنیم.
اشکال سوم حرمت شرعی خوض در این مسائل است. برخی از اهل حدیث از روایات و اخباری که در این زمینه وارد شده است اینچنین استنباط کردهاند.
اکنون ما هر سه اشکال را مورد بررسی قرار میدهیم.
اما اشکال اول: این مطلب عقلا و شرعا صحیح است که خداوند را مانندی نیست (لیس کمثله شیء) « (*)»، او را به هیچ چیز و هیچ چیز را به او نمیتوان تشبیه کرد، خاک را با عالم پاک نسبتی نیست؛ و هم این مطلب دیگر صحیح است که بشر قادر
______________________________
(*) شوری/ ١١.