مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣ - نکته ٢
جملهای که مضمونش این است: «فکر زاییده جزء ماده و جزء مغز بوده و غیر از هر دوتاست» آیا این سخن صریحا نمیرساند که خود معلوم (جزء ماده) به فکر ما نمیآید و آنچه مظروف و متعلّق فکر ماست غیر از واقعیت خارج است ١؟ آنگاه این
شکاکان را وادار نموده است که ارزش قطعی معلومات را نفی کنند اختلاف ادراکات موجودات ادراک کننده است. پیرهون مؤسس مکتب شکاکان یکی از ده سببی که برای نفی ارزش یقینی معلومات دلیل آورده اختلاف ادراکات اشخاص مختلف است.
اینکه ما ابتدائاً پیروان مکتب ماتریالیسم دیالکتیک را جزو اصحاب جزم و یقین شمردیم، به حسب ادعای خود آنها بود و الّا در حقیقت در مقابل مکتب شک (سپتی سیسم) و مکتب متافیزیک، مکتب سومی از لحاظ بیان ارزش معلومات وجود ندارد، یا باید از اصول متافیزیک پیروی نمود و یا تابع «سپتیسیسم» شد. تفصیل بیشتر در مقاله چهارم خواهد آمد.
[١]. برای آنکه مقصود واضح شود باید این مقدمه را در نظر داشت:در اصطلاح فلسفی علم بر دو گونه است: علم حضوری و علم حصولی.
علم حضوری یعنی علمی که عین واقعیت معلوم پیش عالم (نفس یا ادراک کننده دیگری) حاضر است و عالم شخصیت معلوم را مییابد، مانند علم نفس به ذات خود و حالات وجدانی و ذهنی خود.
علم حصولی یعنی علمی که واقعیت معلوم پیش عالم حاضر نیست، فقط مفهوم و تصویری از معلوم پیش عالم حاضر است؛ مثل علم نفس به موجودات خارجی از قبیل زمین، آسمان، درخت، انسانهای دیگر، اعضای بدن خود شخص ادراک کننده.
در علم حضوری مطابق تعریف بالا علم و معلوم یکی است یعنی وجود علم عین وجود معلوم است و انکشاف معلوم پیش عالم به واسطه حضور خود معلوم است در نزد عالم و از این جهت این علم را «حضوری» مینامند به خلاف علم حصولی که واقعیت معلوم غیر از واقعیت علم است و انکشاف معلوم پیش عالم به واسطه مفهوم یا تصویری است که از وی در پیش خود دارد و به عبارت دیگر به واسطه حصول صورتی است از معلوم در نزد عالم و از این جهت این علم را «حصولی» مینامند. تمام اطلاعات ما نسبت به عالم خارج از ذهن علم حصولی است.
در علم حصولی آن چیزی که ذهن اولًا و بالذات و بلاواسطه مییابد همان