مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢٤ - خدا یکی است
واجب الوجود اثبات نشده است- مانعی نیست که کسی معتقد شود که شخص معینی به موجب آیات و معجزاتی که دارد مبعوث از ماوراء الطبیعه است و نبی است و صادق القول است و چون او میگوید واجب الوجود یکی است پس سخن او برای شخص معتقد حجت است.
ولی چنین اعتقاد به توحید، «معرفت» و شناسایی شمرده نمیشود، تقلید و تعبد است، یعنی مبنا و پایه برهان قرار نمیگیرد و طبعا ذهن را به مقصود عبور نمیدهد و از نزدیک عارف و شناسا نمینماید.
بسیار فرق است میان کسی که خود از روی تحقیق درک میکند که مثلًا مساحت فلان زمین که دارای فلان قدر طول و فلان مقدار عرض است چقدر است و محال است که کمتر یا بیشتر باشد، با کسی که به استناد به گفته چنین شخص به آن مساحت معتقد میشود.
به هر حال استناد به سخن نبی برای اثبات وجود خداوند «دور» است و برای اثبات توحید، «تقلید» و «تعبد» است نه معرفت و شناسایی و ادراک؛ و البته این به آن معنی نیست که انبیاء و اولیاء نقشی در بالا بردن سطح معرفت پیروان خود ندارند. انبیاء و اولیاء و مخصوصاً رهبران اسلام نقش بسیار مؤثری در این جهت دارند و میتوانند داشته باشند.
تعلیمات اسلامی بزرگترین منبع الهام بخش معارف الهی است، ولی فرق است میان کسی که بخواهد از این تعلیمات الهام بگیرد و نیروی فکر و اندیشه خود را به راهنمایی این الهامات به کار اندازد یعنی مسائل را به صورت علمی و عبور از مقدمه به نتیجه، و استنتاج نظریات از بدیهیات، هضم کند و میان کسی که یک مدعا را صرفاً از روی تعبد و اعتماد به گوینده تلقی به قبول نماید.
بسیاری و بلکه عمده معارف الهی در فلسفه اسلامی، خصوصاً در حکمت متعالیه، که اکنون مبرهن و مسلّم و قطعی است و در قلّه معارف الهی قرار گرفته است آغازش الهاماتی است که روشندلان از مضامین آیات و روایات و ادعیه اسلامی گرفتهاند.
از مقصود اصلی دور افتادیم. مقصود این است که در این برهان که «نبوّت» پایه و مبنا قرار گرفته است، به این شکل نیست که به سخن «نبی» استناد شده و با اعتماد به گفته او مطلب تلقی به قبول شده است. مقصود این است که خود «نبوّت» به عنوان یک