مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢٠ - خدا یکی است
میکنند، و چون حکمت و مصلحت یکی بیش نیست پس اراده واجب الوجودها- هر چند عددشان از ریگهای بیابان و دانههای باران بیشتر باشد- با یکدیگر موافق و هماهنگ است.
تزاحم ارادهها یا ناشی از منفعت خواهی و خود پرستی است که هر فردی فقط منافع شخص خود را در نظر میگیرد، و یا ناشی از جهل و نادانی و عدم تشخیص است. هیچکدام از اینها درباره واجب الوجود قابل تصور نیست.
برهان تمانع مبتنی بر تضاد و تخالف خواستها و ارادهها نیست، بلکه مبتنی بر امتناع وجود هر حادثه ممکن است از ناحیه تعدد ارادهها؛ یعنی اگر واجب الوجود متعدد باشد، با فرض هماهنگی و توافق ارادهها نیز تمانع وجود دارد. این برهان مبتنی بر سه مسأله است:
الف. واجب الوجود بالذات واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است. این مقدمه را بعداً توضیح خواهیم داد. در اینجا همین قدر توضیح میدهیم که در ذات واجب هیچ گونه حیثیت امکانی و بالقوه نمیتواند وجود داشته باشد؛ اگر عالم است عالم بالوجوب است نه بالامکان، و اگر قادر است قادر بالوجوب است نه بالامکان و همچنین ... و لهذا او که فیاض و خلّاق است فیاض و خلّاق بالوجوب است نه بالامکان؛ یعنی محال است که موجودی امکان وجود داشته باشد و از طرف واجب الوجود افاضه وجود به او نشود.
ب. معلول، حیثیت وجودش و حیثیت انتسابش به علت ایجادیاش یکی است؛ یعنی در معلول دو حیثیت در کار نیست که به یک حیثیت منتسب به فاعل و علت باشد و به حیثیت دیگر موجود باشد. این مطلب همان است که به وسیله صدر المتألّهین بیان شده و به تعبیر خود او وجود معلول عین ربط و انتساب به علت است و به همین جهت «وجود» و «ایجاد» یکی است نه دو تا. ما این مطلب را در پاورقیهای جلد سوم اصول فلسفه توضیح دادهایم.
ج. ترجیح بلا مرجّح محال است. این مقدمه چندان نیازی به توضیح ندارد. اگر یک شئ نسبت به دو شئ نسبت متساوی داشته باشد محال است که بدون دخالت یک عامل خارجی این توازن به هم بخورد و نسبتها تغییر کند.
«ترجیح بلا مرجّح» معمولًا در مورد فاعلها اطلاق میشود و «ترجّح بلا مرجّح» در مورد اثرها، و هر دو محال است.