مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١٦ - خدا یکی است
برخی علت بعضی دیگر هستند و زمانا متعاقب یکدیگرند، ولی اجزاء جهان که به صورت اجرام و اجسام خاص مشاهده میشوند هیچ گونه پیوندی با یکدیگر ندارند. علیهذا اگر فرض کنیم برخی از اجزاء عالم به کلی معدوم گردد و یا با یک عامل خارج از عالم، تغییر وضع و محل بدهد هیچ گونه تغییری در اجزاء دیگر و در کل جهان پدید نمیآید.
نظر دوم این است که اجرام و اجسام با یکدیگر مرتبطاند ولی از نوع ارتباطی که مصنوعا میان اجزاء یک ماشین و یک کارخانه وجود دارد. اجزاء یک ماشین و یک کارخانه در یک نظام خاص قرار دارند و هر کدام کار مخصوص دارد که برای کار مجموع ضروری است. هر گونه تغییر یا کم و زیاد شدن اجزاء در وضع مجموع اثر میگذارد و احیاناً اختلال ایجاد میکند.
علیهذا اگر برخی از اجزاء جهان (به فرض) به کلی معدوم گردد و یا مصنوعا تغییر وضع و محل بدهد در وضع کلی جهان مؤثر است و احیاناً ممکن است ماشین جهان مختل گردد.
آنچه قطعی و مسلّم است این است که وضع یک ستاره که در یک منظومه شمسی قرار دارد در وضع همه آن منظومه مؤثر است. قطعا اگر خود خورشید که مرکز منظومه شمسی است منفجر و پراکنده شود تمام منظومه متلاشی میگردد. ممکن است متلاشی شدن این منظومه در متلاشی شدن منظومههایی که این منظومه جزئی از آنهاست و در وضع کهکشانی که اینها جزء آن محسوب میشوند بلکه همه کهکشانها و همه جهان مؤثر واقع شود. نیروی جاذبه عمومی تأثیر عظیمی در ماشینی کردن جهان دارد.
نظر سوم این است که پیوستگی اجزاء جهان عمیقتر از پیوستگی اجزاء یک ماشین است، از نوع پیوستگی اعضای یک پیکر است، یعنی حیات واحد و شخصیت واحد بر جهان حکومت میکند، مجموع جهان یک واحد شخصی است همان طور که یک فرد انسان با همه اعضاء و اجزاء فراوان که بالغ بر میلیاردها سلول میشود و هر سلول به نوبه خود از قسمتها تشکیل شده و هر قسمتی از ذرات فراوان فراهم آمده است دارای یک شخصیت و یک روح است نه شخصیتها و حیاتها و روحها.
در مقاله علت و معلول و مقاله قوه و فعل و اوائل همین مقاله این نوع از وحدت تأیید شده است و این برهان مبتنی بر این نوع از وحدت است.