مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٩٧
فن اول در طبيعيات
(سرآغاز) (موضوع اين علم جسم طبيعى از حيث اشتمال بر قوّه تغيّر است)
و تقديم آن بر فنّ الهيّات، با آنكه الهيّات اشرف است، به اعتبار آن است كه موضوع آن كه جسم طبيعى است از آن حيثيّت كه مشتمل است بر قوّه تغيّر، از محسوسات است، به خلاف موضوع علم الهى كه از معقولات است و در تعليم تدرّج از محسوسات به معقولات و از اسهل و اقرب به اصعب و ابعد ضرور است.
و جسم طبيعى را تعريف نمودهاند به آنكه جوهرى است كه فرض ابعاد ثلاثه بر زواياى قائمه در آن ممكن باشد، و جوهر شىء ذو الماهيّه است كه چون ماهيّت آن در خارج موجود شود در موضوع نباشد.
و عدول از تعريف مشهور كه موجود لا فى موضوع است، به رسم مذكور، به سبب آن است كه مراد از موجود مذكور در آن تعريف يكى از دو معنى مىتواند بود، به اعتبار آنكه لفظ مشتق را گاهى بر شىء ذو المبدأ اطلاق مىنمايند. چنانكه ابيض مىگويند، و از آن جسم متّصف به بياض قصد مىكنند، و گاهى بر مبدأ با قطع نظر از هر چه از آن خارج است اطلاق مىنمايند، مانند اطلاق مثلّث بر مثلّث موجود در ذهن كه در اينجا مثلّث عين ما به التّثليث است.
پس مىگوييم كه مراد به موجود در اين تعريف، يا موجود بما هو موجود است يا شىء موجود. و بنا بر اوّل حقيقت جوهر راجع مىشود به موجود بما هو موجود، زيرا كه