مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤١٦
مخصّص، به اعتبار آنكه ترجيح فعل را از اراده بدون مرجّح تجويز مىنمايند. و معتزله به توليد قائل شدهاند.
و اصل اشكال در اين مقام آن است كه جايز نيست كه خلق اعضا و شكل و مقدار و وضع و خشونت و ملاست و صلابت و لينت آنها صادر از قوّه مصوّره باشد، زيرا كه منى متشابه الأجزاست. و قوّه موجوده در آن سارى در جميع اجزاى آن است، و قوّه واحده در مادّه واحده بجز فعل واحد متشابه نمىتواند كرد. پس بايد كه شكلى را كه مصوّره افاده مىكند كره واحده باشد.
پس اگر مصوّره در حيوان يك قوّه باشد بايد كه حيوان يك كره باشد، و اگر قواى متعدّده باشد و هر يك در جزئى فعل كند بايد كه كرات متعدّده باشد.
و اين شبهه مؤكّد مىگردد به قول ارسطو و تابعان او كه منى را منفصل از انثيين فقط، و هر جزء محسوس آن را با كل مشارك در اسم وحد مىدانند.
و بقراط [٣٦٠] و تابعانش مىگويند كه منى متشابه الأجزا نيست، زيرا كه از كلّ بدن بيرون مىآيد، پس آنچه از لحم بيرون مىآيد به لحم شبيه است، و آنچه از عظم بيرون مىآيد به عظم، و همچنين در ساير اعضا. و اين اجزا به سبب حقيقت متشابه نيستند، به جهت اختلاف در اعضائى كه از آنها منفصل شدهاند، بلكه متشابه الامتزاجاند. و حس در ميان اجزاء آن تميز نمىتواند داد. و [اگر چه] در نفس الأمر متمايزند.
و صاحب اسفار گفته است: تعليل در اختلاف اعضاء حيوان به اختلاف اجزاء منى، فايدهاى در دفع اشكال در آن نيست. و محالى ديگر بر آن لازم مىآيد، و آن محال اين است كه بايد منى حيوان تامّ الأعضاء بالفعل باشد، پس اختلاف اعضاء حيوان به سبب اختلاف اعضاء حيوان خواهد بود. و اين معنى به دور و تسلسل مىانجامد.
و ايضا اختلاف صور و اشكال مطلقا به مادّه يا به جزء مادّى نسبت دادن از اقوال سخيفه است. زيرا كه مادّه در هر چيزى امرى است مبهم كه قوامى براى آن نيست مگر به صورت قائمه به آن. پس اسناد اختلاف صور اعضاء حيوان به نطفه دادن در محاليّت مثل اسناد اختلاف صور عالم است به هيولى أولى كه مشترك است فى ما بين كلّ اجسام. و در آن به غير از جهت قبول و امكان اشيا چيز ديگر نيست. و جهت فعليّت و تخصيص و وجود در