مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٥
روحيه و طمأنينه الهيّه بر او نازل گردد، و ورود آن بوارق و احوال براى او ملكه شود، پس داخل در عوالم جبروت مىگردد و عقول مجرّده و انوار قاهره و مدبّرات كلّيّه از ملائكه مقرّبين و مهيّمين در جمال ربّ العالمين را مشاهده مىكند، و به انوار ايشان متحقق مىگردد، پس انوار سلطان احديّت و سواطع عظمت و كبرياى الهيّت براى او ظاهر مىگردد، و آن را هباء منثورا مىگرداند. و در آنجا جبال انيّتش مندك مىگردد، و تعيّنش متلاشى، و وجودش مضمحل مىگردد. و اين است مقام فنا و محو و نهايت سفر اوّل سالكين.
پس اگر در فنا و محو باقى ماند و به بقاء و صحو برنگردد، مستغرق در عين جمع و محجوب به حق از خلق خواهد بود، به جهت آنكه فانى است، و فانى را وسعت هيچ چيز باقى نمىباشد. چنانكه پيش از فنا به خلق از حق محجوب بود، به جهت تنگى وعاى وجودى و استغراق و فنايش در بدن. پس همچنين در اين حالت بصرش از مشاهده جمال حق و سبحات وجه آن حضرت به چيزى ديگر نمىافتد، و كثرت در شهودش مضمحل [مىشود] و تفصيل محتجب مىگردد. و ذلك هو الفوز العظيم». [١] و بالاتر از اين مرتبه آن است كه به صحو رجوع نمايد و به تفصيل در عين جمع نظر كند، و صدرش وسعت حقّ و خلق بهم رساند. و چنين كسى نشاطش به بهجت خودش از همه كس بيشتر است، زيرا فرحش به حقّ و به هر چيز حاصل است، و هر چيز را كه مشاهده مىكند حقّ را در آن مشاهده كرده است، و به حقّ هر چيزى را مىبيند و مىشنود و مىچشد و مىبويد و طعم حقّ و رايحه حقّ را در هر چيز مىشنود، و طعم حقّ را در هر چيز مىيابد، بر وجهى كه موجب كثرت نمىشود.
و محقّق طوسى در شرح مقامات العارفين مىگويد كه: «چون عارف منقطع از نفس خود گرديد و به حق متّصل شد، هر قدرتى مستغرق در قدرت حق مىبيند كه متعلّق است به جميع مقدورات، [٤٢٢] و هر علمى را مستغرق در علم حق مىبيند كه چيزى از آن مخفى نيست، و هر اراده را مستغرق در اراده حق مىبيند كه چيزى از مرادات از آن ابا نمىكند، بلكه هر وجودى و هر كمال وجودى را صادر از او و فايض از او مىبيند، و در آن وقت حق
[١] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية ص ٢٠٥- ٢٠٩.