مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٨٨
بيرون ريخته اجزاء رشّيّه از آن در هوا موجود گردد قوس قزح به همان الوان در آن مشاهده مىنمايد. و همچنين به نظر كردن در پاره بلور مثلّثى كه به بهشت نما موسوم است جميع موجودات به رنگ قوس قزح به نظر مىآيد؛ و گاهى اتّفاق مىافتد كه دو قوس موجود مىشود و هر يك صاحب الوان مذكوره مىباشد؛ و گاهى الوان قوس خارج در ترتيب بر عكس [٣٣٠] الوان قوس داخل است؛ و گاهى به همان ترتيب است. و حقير هر دو قسم آن را مشاهده نموده است.
«و امّا هاله از ارتسام ضوء قمر در اجزاء رشّيّه صغيره صيقليّه متوسّطه در تكاثف و اشفاف حاصل مىگردد. و بيان آن بر وجه تعليمى بعينه مثل بيان قوس قزح است. و تفاوتى كه هست همين است كه در قوس دو مخروطى كه از خطوط شعاعيّه حادث مىشد كه رأس أحدهما كه رأس مخروط اصل بود در نزد بصر و قاعدهاش در نزد قوس مىبود، و با قاعده مخروط ديگر كه از شعاعات عكس حاصل و رأسش در نزد نيّر بود متّحد مىبودند متداخل واقع مىشدند. و در اينجا متداخل نيستند، بلكه در قاعده متّحدند و رأس أحدهما به سمت اسفل در نزد بصر است و رأس ديگر در جانب بالا در نزد قمر. و تصوير اين و آنكه به چه سبب مستدير به نظر مىآيد بعد از تصوّر آنچه در مقدّمه مذكور شد در نهايت سهولت است و احتياج به توضيح و بيان ندارد.
و امّا اثبات آن به سياق علم طبيعى، بنا بر آنكه امرى موجود باشد و خيال نباشد، آن است كه بعضى گفتهاند كه ضوء نيّر در غمام رقيق احداث حركت موجيّه مىنمايد، مثل آنكه در آب در وقتى كه سنگى در آن اندازند تموّجى بر سبيل استداره حادث مىشود. و بعضى ديگر گفتهاند كه از شأن شعاع خارج از قمر آن است كه هواى محاذى خود را لطيف سازد، و به قدرى كه اجزاء محاذى قمر لطيف مىگردد اطراف آن غليظ مىشود و به شكل دايره به نظر مىآيد».
و شيخ در شفا گفته است كه: «اين دو قول از جنس خرافات است و إلّا بايست كه هاله در موضع واحد مرئى گردد و چنان نباشد كه هر كس آن را در جايى ديگر بينند. و سبب آنكه داخل هاله سياه ديده مىشود دو چيز است: يكى آنكه هر چه اشرافش از ابيض كمتر باشد و در كنار ابيض واقع شود تيره مىنمايد؛ [٣٣١] و ديگر آنكه سحابى كه در آن مرتبه رقيق