مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٥١
صدورش از او بدون قصدى زايد بر علم.
ششم فاعل به رضاست، و آن فاعلى است كه علمش به ذات خودش كه عين ذات او است سبب وجود اشيا بوده باشد، و نفس معلوميّت اشيا براى او نفس وجود آنها باشد از او بدون اختلافى. و اضافه عالميّت او به اشيا بعينها اضافه فاعليّت او باشد مر آنها را بدون تفاوتى.
و اين سه قسم [اخير] مشتركند در آنكه افعال ايشان به اختيار است.
پس مىگوييم كه گروهى از طباعيّه و دهريّه خذلهم اللّه را مذهب آن است كه بارى تعالى فاعل به طبع است، و جمهور متكلّمين را مذهب آن است كه فاعل به قصد است؛ و شيخ رئيس و تابعين او را مذهب آن است كه فاعليّتش براى اشياء خارجيّه به عنايت است، و نسبت به صور علميّه حاصله در ذات به رضاست؛ و شيخ اشراق همه اشيا را صادر به رضا مىداند.
و چون اين معانى معلوم گرديد مىگوييم كه بعد از تحقيق اصول گذشته مخفى نخواهد بود كه اتّصاف واجب تعالى به فاعليّت به سه معنى اوّل جايز نيست، و ذات بارى تعالى از آن ارفع است كه فاعل به معنى چهارم باشد، زيرا كه آن مستلزم تكثّر بلكه تجسّم است، و براى اين معنى بيانى اوضح خواهد آمد. پس: فاعل به عنايت خواهد بود، يا فاعل به رضا، و به هر تقدير فاعل به اختيار است نه به ايجاب، و حقّ آن است كه فاعل به عنايت است، زيرا كه عالم به اشياء است پيش از وجود اشيا به علمى كه عين ذات او است، پس علمش به اشيا كه عين ذات است سبب وجود اشياء است، پس فاعل به عنايت است.
فصل پنجم در بيان اراده واجب تعالى
اراده در ما شوق متأكّدى است كه در عقب داعى حاصل مىشود، و آن داعى تصوّر چيزى است كه ملائم به تصوّر علمى يا ظنّى يا تخيّلى كه موجب تحريك اعضاء آليّه گردد براى تحصيل آن چيز.
و چون واجب الوجود از كثرت و نقص مبرّاست و تامّ و فوق التمام است اراده در آن حضرت عين داعى است، و آن نفس علم او است كه عين ذات او است به نظام خير فى نفسه