مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٧٣
خلوص يا خالص، و طبقه طينيّه، و طبقه مركّبه از آب و صحراها و كوهها، و چهار طبقه هوا بر ترتيب مذكور، و طبقه نار. [١]
فصل هفتم در بيان تعاقب حرّ و برد و اظهار سبب آن
بدان كه در عناصر، بلكه در جميع مركّبات هم، چيزى هست كه به تعاقب حرّ و برد موسوم است، و آن چيز اين است، چون حرارت بر ظاهر چيزى مستولى مىگردد باطنش سرد مىشود و بالعكس. و به همين سبب مياه آبار و قنى، در زمستان گرم و در تابستان سرد مىباشد.
و كلام اوايل در سبب آن مختلف است. چنانكه بعضى گفتهاند كه حرّ و برد از يكديگر مىگريزند، چنانكه شخص از دشمن مىگريزد، و چون يكى بر ظاهر مستولى گردد ديگرى به سوى باطن مىگريزد، و چون يكى بر باطن مستولى گردد ديگرى به سوى ظاهر مىگريزد.
و اين مذهب موجب آن است كه بر عرض انتقال جايز باشد و از شأنش انتقال از جزئى از موضوع به جزئى ديگر بوده باشد، بلكه از موضوعى به موضوعى ديگر انتقال تواند نمود، زيرا كه بسيار مىشود كه در باطن جسمى جسم ديگر هست كه از آن منفصل است. و محصّلين انتقال عرض را انكار مىنمايند.
و بعضى ديگر گفتهاند كه اين معنى در جايى متحقّق مىشود كه جسم لطيف حارّى كه در آن نفوذ تواند نمود آن را گرم سازد، يا جسم لطيف باردى كه در آن نفوذ تواند [٣١٤] نمود آن را سرد سازد. پس اگر آن جسم حار باشد و بردى بر ظاهرش مستولى گردد بخار را در باطن آن محتقن نمىگرداند و نمىتواند به تحليل رود و به اين سبب سخونتش زياد مىگردد. و اگر مستولى حرارت باشد ظاهرش را مىخشكاند و كثيف مىگرداند، زيرا كه آن جسم لطيف به تحليل نمىرود.
و اكثر اين گروه امر قنى و آبار را تصديق نمىكنند و مىگويند كه اين غلطهاى حس
[١] . ابن سينا، الشفاء، الطبيعيات، السماء و العالم، ص ٢٠٢.