مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٦٧
ابليس است و در زمره اموات هيولى است. و اين دو از جميع ابدان و اشباح ناقصتر و از همه نفوس و ارواح عاصىتراند.
و اگر براى زمخشرى و امثالش از متكلّمين منكرين ميسّر گرديده بود آنچه ميسّر شده است براى عارفينى كه كرامت بارى تعالى را بر خلق و فرط رحمت او را بر ايشان فهميدهاند و محبّت خاليه از نقص و قصور او را كه فى الحقيقه راجع است به ابتهاج به ذات خودش دانستهاند، هرآينه آن را انكار نمىكردند. ليكن آن گروه به جهت اشتغال به غير بارى تعالى و آيات او از اين معرفت محجوب ماندهاند، بلكه به جهت آنكه عقول ايشان محبوس در عالم شهادت است از حقّ اوّل چيزى بجز مجرّد مفهوم وجود نفهميدهاند و به ساحت حريم كشف و شهود راه نيافتهاند و ندانستهاند كه قوم در مراتب ذوق و ايمان به اتمّ از محسوس رسيدهاند و از فرط شوق و وجدان ارواح و نفوس را در باختهاند.
و بالجمله چون محبّت بارى به ما سوى همان محبّت به نفس خود است پس مستلزم نقص و قصورى در او نخواهد بود. و آنچه از الفاظ در حبّ بارى نسبت به بعضى عباد بر وجهى وارد شده است كه از وجه عام اخصّ است راجع مىگردد به كشف حجاب از قلب آن بنده به نحوى كه به قلب مشاهده آن جمال را تواند نمود، و به تمكين بارى او را از قرب به خود، و به اراده آن در حقّ آن بنده در ازل به واسطه قوّه استعدادى كه به فيض اقدس براى او حاصل بوده است.
و محبّت بارى به بنده ازلى است هرگاه به اراده ازليّه و علم ازلى به وجه نظام خير اضافه شود. و هرگاه اضافه شود به فعل بارى و توفيق دادن بنده و هدايت كردن و سلوك سبيل حقّ را بر او آسان گردانيدن تا آنكه حجاب از قلب او مرتفع گردد حادث است در حدوث اسباب مقتضى آن كه مسمّى است به فيض مقدس.
و به اوّل اشاره شده است در اين قول كه: «السّعيد سعيد فى الأزل و الشّقىّ شقيّ لم يزل [١]»، و از امير مؤمنان و امام متقيان عليه و آله صلوات اللّه الملك المنّان منقول است كه فرمود: «بدانيد به علم يقينى كه حقّ تعالى براى بندهاى قرار نمىدهد زيادتر از آنچه در ذكر حكيم براى او نام برده شده است هر چند حيلهاش و كيدش قوى و طلبش شديد باشد» [٢].
[١] . صدوق، التوحيد، ص ٣٥٦.
[٢] . صدوق، التوحيد، ص ٣٥٦.