مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٢
و اين مرتبه مسمّى است به عقل هيولانى، زيرا كه شبيه است به هيولاى اولى كه في نفسها از كافّه صور خالى است، و اين مرتبه مثل قوّه طفل است بر كتابت، و اين مرتبه اضعف مراتب و اوّل آنهاست.
و مرتبه دوم: آن است كه معقولات بديهيّه از تصوّرات و تصديقات براى او حاصل باشد، به استعمال حواس در جزئيّات، و آگاهى بر آنچه در ميان آنها هست از مشاركات و مباينات تا آنكه مستعد گردد كه صور كلّيّه و احكام از مبدأ بر او فايض شود. و از بديهيّات به نظريّات به فكر و حدس منتقل گردد. و اين را عقل بالملكه مىگويند، به جهت آنكه استعداد انتقال به نظريّات در اين مرتبه راسخ است، [٤١٨].
و مرتبه سوم: آن است كه معقولات نظريّه براى او حاصل باشد به جهت تكرار اكتساب و ملكه استحضار، به نحوى كه هر وقت كه خواهد آنها را حاضر سازد تواند بدون تجشّم كسب جديد، لكن بالفعل آنها را مشاهده ننمايند، بلكه در نزد آن مخزون باشند. و اين مرتبه را عقل بالفعل مىگويند، يا به جهت آنكه قدرت استحضار براى نفس در اين مرتبه بالفعل است و يا به جهت مسبوقيّت اين مرتبه به حصول نظريّات.
و مرتبه چهارم: آن است كه معقولات مكتسبه را مشاهده نمايد. و اين است عقل مطلق كه مستخدم مراتب مذكوره است. و آن را عقل مستفاد مىگويند.
و فاضل شارح در وجه تسميه آن مىگويد كه به جهت آنكه مستفاد از عقل فعّال است كه مسمّى است به روح القدس در لسان شرع، و اوست معلّم شديد القوى و مؤيّد انبياء به القاء وحى به آنها، عليه و عليهم صلوات اللّه. و اوست كه چون ما به او متّصل گرديديم ما را تأييد مىنمايد و ايمان و علوم حقّه در دلهاى ما ثبت مىكند، و چون از او اعراض نموده با امور دنيا مشغول شديم آن نقوش از نفوس محو مىگردد. و نفوس به منزله مرآت است كه چون در مقابل او باشد قبول نقوش مىكند و چون معرض از آن باشد بىنقش مىماند.
و بالجمله نفس به حسب استعدادات و افكار مستعدّ اتّصال به او و قبول از او مىگردد. و مقدّمات موجد نتيجه نيستند، چنانكه جمعى پنداشتهاند، زيرا كه آنها اعراضاند و عرض موجد چيزى نمىتواند بود. و بسا شخص انسانى كه مقدّمات عارض او مىگردد و افاده علم براى او نمىكند، و همان مقدّمات براى [انسانى] ديگر علم يقينى را افاده مىكند.