مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٠٠
فصل دوم در بيان اسباب تكوّن معدنيّات از اشيائى كه براى آنها صور نوعيّه هست غير از صور عناصر
بدان كه چون عناصر به يكديگر ممتزج گردند امتزاجى تامّ، و صورت نوعيّه هر يك به واسطه كيفيّات متضادّه در ديگرى فعل كند و مزاج تام حاصل شود براى آن ممتزج صورتى حاصل مىگردد و به آن صورت آن ممتزج نوعى از انواع و حقيقتى از حقايق مىشود مغاير با عناصر. و آن صورت كمال اوّل است براى آن ممتزج، و بعد از آن كمالات ديگر از صفات و افاعيل بر آن مترتّب مىشود.
و صور مركّبات منحصر در سه جنس است، اوّل صورتى كه نفس با آن نيست، و آن صورت معدنيّه است. دوم صورتى كه نفس غاذيه و ناميه و مولّده با آن هست، امّا ادراك و حركت اراديّه ندارد، و آن صورت نباتيّه است. سوم صورتى كه با نفس غاذيه و ناميه و مولّده درّاك و متحرّك بالإراده است، و آن صورت حيوانيّه است. و اينها كمالات اوّليّهاند كه در كمالات ثانيه متفاوتند به حسب تفاوت در شرف آن تفاوت تابع قرب و بعد به اعتدال حقيقى است. و هر چه امعانش در اعتدال بيشتر است قوّه نفسانيّه الطف را بيشتر قابل است. و به اين سبب است كه از قوّه حيوانيّه مىگردد آنچه از قوّه نباتيّه صادر مىشود بدون عكس. و همچنين از قوّه نباتيّه صادر مىشود آنچه از قوّه معدنيّه صادر مىشود بدون عكس.
و شيخ در شفا گفته است كه: «مىتوان گفت كه اقسام معدنيّات چهار است، احجار و ذائبات و كباريت و أملاح. به جهت آنكه بعضى از اجسام معدنيّه سخيف الجوهر و ضعيف التركيب است، و بعضى قوىّ الجوهر است. و آنچه قوىّ الجوهر است يا متطرق است يعنى تاب دارد كه مطرقه بر آن وارد گردد و متفتّت نگردد و يا متطرق نيست، [٣٤٣]. و آنچه ضعيف الجوهر است، يا ملحى است كه به رطوبت بزودى منحل مىگردد، مثل شب و قلقند و زاج و نوشادر، و يا دهنى است كه به رطوبت منحل نمىگردد، مثل كبريت و زرنيخ. و جميع آنچه متطرق است ذائب است و اگر چه به حيله است، و اكثر آنچه متطرّق نيست گداخته نمىشود و به عسر نرم مىشود.
و مادّه متطرّقات جوهر مائى است كه مخالط جوهر ارض گردد. و جوهر مائى آن به