مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٩٧
مقاله چهارم در ذكر معادن
و در آن دو فصل است
فصل اول در بيان اسباب تكوّن جبال و آنچه به آن تعلق دارد
«بدان كه ارض خالص جبال [٣٤٠] متكوّن نمىتواند شد، زيرا كه استيلاء يبس شديد بر ارض موجب تفتّت آن مىگردد و موجب استمساك نمىشود، بلكه حجاره در اكثر امر از دو چيز متكوّن مىشود: يكى از جوهرى كه ارضيّت بر آن غالب باشد، و ديگر از جوهرى كه مائيّت بر آن غالب باشد.
و قسم اوّل آن است كه در اوّل طين است و چون خشكيد حجر مىشود. و اوّل چيزى از آن حاصل مىشود ما بين طين و حجر هنوز رخو است و بعد از آن حجر مىشود. و طين لزج اولى است به آنكه حجر شود، و اگر لزج نباشد اكثر آن است كه پيش از تحجّر متفتّت گردد.
و قسم دوم آن است كه از آب جارى متكوّن مىشود. و تكوّنش از آب به دو قسم صورت مىگيرد: يكى آنكه آب در حال تقطير و سيلان متحجّر مىگردد، و ديگر آنكه چيزى از آن راسب مىگردد و در سيل آن متحجّر مىشود.
و بالجمله تكوّن احجار، يا از طين است كه به واسطه حرارت شمس يا حرارتى ديگر رطوبتش به تحليل مىرود و سنگ مىگردد، و يا از آب است كه به اعتبار قوّه معدنيّه كه در آن يا در ارض مسيل يا مصبّ آن است متحجّر مىشود.
و آنچه حكايت مىكنند از تحجّر حيوانات و نباتات اگر صحيح باشد، سببش شدّت قوّه معدنيّه محجّرهاى است كه در بعضى از بقاع ارض يافت مىشود، يا آنكه در زلزله و خسف دفعة از زمين منفصل مىگردد، و به هر چه برمىخورد آن را متحجّر مىگرداند، زيرا كه استحاله ابدان و اجسام حيوان و نبات به حجر ابعد از استحاله مياه به