مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٥٧
و اوّل را قبيح مىگويند و دوم را حسن جميل.
و ديگر: آن است كه چون انسان مطّلع گرديد كه كسى بر فعل قبيحى كه از او صادر شده است شعور بهم رسانيده است حالت انفعاليّه در نفس او بهم مىرسد كه به خجالت موسوم است.
و ديگر: آن است كه هر گاه انسان گمان كند كه در مستقبل براى او امرى حادث مىگردد كه موجب ضرر اوست خوف بهم مىرساند، و اگر گمان كند موجب نفع اوست رجا بهم مىرساند. و اين دو صفت در حيوانات ديگر يافت نمىشود مگر در همان آن حدوث يا قريب به آن، و آنچه از حيوانات بر سبيل استظهار صادر مىگردد به جهت شعور به زمان مستقبل و حدوث امرى در آن نيست، بلكه به نوعى از الهام است از جانب ملكى كه مدبّر آن است. و افعال حكميّه و عقليّه كه از آن انسان صادر مىشود از جهت نفس شخصيّه اوست، و آنچه از حيوانات ديگر صادر مىشود از جهت عقل نوعيّه آنهاست.
و ديگر: آن است كه انسان در امور مستقبله تردّدى مىكند در آنكه آيا سزاوار در فلان امر فعل است يا ترك، و گاهى فعل را راجح مىداند و به عمل مىآورد، و گاهى در همان امر ترك در راجح مىداند و ترك مىكند.
و ديگر: براى انسان استرجاع و تذكّر هست و براى حيوانات ديگر نيست.
و از اخصّ خواصّ انسان تصوّر معانى كلّيّه مجرّده از مادّه است، و توصّل به معرفت مجهولات تصوّرى و تصديقى از معلومات حاضره در نزد او.
و اخصّ از آن اتّصال بعضى نفوس انسانيّه است به عالم الهى به حيثيّتى كه حقّ سمع و بصر و يد و رجل او باشد، و در آنجا تخلّق به اخلاق اللّه تحقّق مىپذيرد.
اين است بعضى از صفات انسان و خواصّ او. و او در ميان ساير موجودات، چه جاى حيوانات، مختصّ است به جامعيّت اين صفات كه بعضى از آنها طبيعى و بعضى نفسانى و بعضى عقلى است. [١]
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٩، ص ٧٨- ٨٢.