مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٨٧
قوس نزديك مىشويم آن هم به همان قدر به ما نزديك مىشود، مثل آنكه اگر در ميان ما و قوس هزار ذراع فاصله باشد و ما به قدر صد ذراع به جانب آن حركت كنيم، فاصله به قدر هشتصد ذراع مىنمايد، و اين نيز از خواصّ امور متخيّله است.
و امّا در خصوص الوان قوس قزح، در كتب حكما مذكور است كه سببش امتزاج سواد غيم و بياض نيّر است. و مكانى از غمام كه ابيض بر اسود غالب باشد سرخ به نظر مىآيد، و مكانى كه اسود بر ابيض مىباشد أرجوانى مرئى مىگردد، و چون هيچ يك بر ديگرى غالب نباشد كراثى ديده مىشود. و بيشتر آن است كه قوس صاحب سه لون است. و دور خارج از آن [٣٢٩] كه يلى آسمان است احمر است به علّت كثرت نور و قلّت سواد؛ و لون دوم كه يلى آن است كراثى است به اعتبار تساوى نور و سواد؛ و لون سوم كه داخل دايره است ارجوانى است به سبب كثرت سواد و قلّت بياض. و امّا دور اصفرى كه گاهى در ميان دور احمر و كراثى ديده مىشود حادث به نحو انعكاس نيست، بلكه به اعتبار مجاورت لون احمر كراثى ديده مىشود. و سببش آن است كه چون ابيض در جنب اسود واقع شود بياضش قويتر مىنمايد. و چون در دور احمر بياضى هست و كراثى مايل به سواد است طرف احمر به جهت قرب به كراثى سفيدتر مىنمايد و سفيدتر از احمر اصفر است». [١] و شيخ در شفا گفته است كه: «اين سخنان چيزى نيست، زيرا كه اولى آن است كه دور داخل كه اقرب است به نيّر احمر باشد و بتدريج به ارجوانى مبدّل گردد و طرف ديگرش ارجوانى مايل به سياهى باشد و اينكه در ميان الوان مشترك معين داشته باشد معنى ندارد. و ابحاث ديگر نيز بر اين تقرير وارد آورده است. و در آخر گفته است كه اصحاب ما از مشّائين چيزى در اين نگفتهاند كه من توانم فهميد، و شايد غير من آن را بفهمد». [٢] و حقير مىگويد كه دليل بر آنكه الوان قوس را سبب چيزى ديگر است آن است كه در هر جايى كه اجزاء رشّيّه موجود باشد قوس قزح در آن مرئى مىگردد، مثل آنكه چون شخصى پشت به طرف آفتاب كرده آب را به طرقى كه در عرف پفآب مىگويند از دهان
[١] - صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٧٢- ١٧٣.
[٢] - ابن سينا، الشفاء، الطبيعيات، المعادن و الآثار العلوية، ص ٥٥.