مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٦٢
پس اجزاء در اين مركّبات طبيعيّه تحليليّه عقليّه است مانند اجزاء بسائط خارجيّه، نه آنكه آن اجزاء در خارج ذوات متعدّده باشند، زيرا كه اگر مادّه و صورت در خارج ذوات متعدّده باشند صدق احدهما بر ديگرى به هيچ وجه جايز نخواهد بود. چنانكه بعضى از محققين تصريح نمودهاند به اينكه اجزاء متغاير در وجود خارجى ممتنع است كه بر يكديگر حمل تواند شد و توان گفت هو هو، يا آنكه توان گفت كه المجموع منهما هو هذا الواحد، هر چند در ميان آن دو هزار ارتباطى كه ممكن است موجود باشد. و بديهه عقل بر اين معنى گواهى مىدهد. لكن مادّه بر مركّب مذكور حمل مىتواند شد هرگاه به وجهى اخذ شود. و اكثر محققين، مثل شيخ رئيس و امثال او، به آن حكم كردهاند، پس بايد كه مادّه عين مركّب باشد. و همچنين صورت بر آن حمل مىشود و هر يك از اين دو بر ديگرى حمل مىشود، پس لا محاله همه در وجود واحد خواهند بود.
حجّت دوم: آن است كه اجزاء عنصريه بالفعل در مواليد حاصل نيست.
مثلا در ياقوت جزء نارى بالفعل نيست و الّا بايد كه صورت ياقوتيّت حالّ در آن باشد، زيرا كه حلول اين صورت در جميع اجزاء حلول سريانى است به اتّفاق مثبتين آن، و اگر صورت ياقوتيّت حالّ در جزء نارى باشد. با بقاى صورت ناريّت، جسم واحد هم ياقوت خواهد بود و هم نار، و اين محال است، يا آنكه بايد ياقوت از عناصر اربعه متحقّق نگردد. و اين نيز خلاف اتّفاق است. و چگونه مىتواند بود كه [٧٧] جزء نارى در ياقوت موجود باشد و در زمان طويلى كه ياقوت موجود است با آن صغر حجم از مجاورت جزء مائى منطفى نگردد، در صورتى كه صور عنصريّه باقى نباشد صورت ياقوتيّه مىتواند در جميع اجزاء سرايت نمايد هر چند در غايت صغر باشند، پس در صورتى كه اجزاء عنصريّه در مركّبات موجود نشد تركيب مواليد از آنها و از صور آنها از قبيل اين تركيب خواهد بود. و عناصر منقلب به اخلاط مىشوند، و اخلاط منقلب به نطفه، و نطفه منقلب به حيوان. و در اين انقلابات هر چه سابق است با لاحق بالفعل باقى نمىماند تا آنكه در آن كثرت به حسب نفس الامر حاصل گردد. اين قدر هست [كه براى عقل هست كه هر يك از آنها را منقسم گرداند به حسب آثار و خواص به اقسامى كه بعضى] براى آن مادّه باشد به اعتبارى و جنس باشد به اعتبارى، و بعضى صورت باشد به اعتبارى و فصل باشد به اعتبارى.