مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٢٦
چهارم: آنكه مقتضى استواء تصوّر كلّى نسبت به جزئيّات حركت آن است كه بايد به مخصّصى تخصّص يابد. امّا آنكه بايد به تصوّر جزئى تخصيص يابد ممنوع است.
و جوابش: آن است كه تصوّر كلّى كه منضمّ به مخصّص گرديد جزئى خواهد شد.
پنجم: آنكه اين دليل كه مبتنى است بر امتناع صغير و كبير در مجرّدات مخصوص است به امتناع ارتسام ذوات مقادير در قوّه مجرّده، و حركت صاحب مقدار صغير و كبير نيست، پس نبايد كه ادراكش به قوّه جسمانيّه باشد.
و جوابش: آن است كه حركت جزئيّه به اعتبار مسافت از تقدير جسمانى خالى نمىتواند بود، زيرا كه در نزد ايشان مقرّر است كه مسافت از مشخّصات حركت است، و براى آن مقدار است.
ششم: آنكه اگر براى فلك قوّهاى باشد كه صور جزئيّات در آن مرتسم گردد، بايد در صور مرتسمه در آن تفاوت در صغير و كبير نباشد، زيرا كه قوّه مدركه آن سارى در جميع اجزاء آن است به اعتبار تشابه اجزاء و جزئى از آن در قبول بر جزئى ديگر ترجيح ندارد.
و فاضل شارح مىگويد كه در جواب مىتوانيم گفت كه ادراك قوّه منطبعه در فلك، يا ادراك حركات خود آنهاست و يا ادراك لوازم حركات آنهاست.
پس اگر سؤال در ادراك نفس آن حركات و وجه ترجيح بعضى مواضع است براى ارتسام صور آن حركات.
مىگوييم كه صورت حركات مرتسماند در مواضع حركات از فلك، مثل دوائر عظيمه و صغيره، پس صورت حركت سريعه مرتسم است در جزء سريع الحركه از فلك. و صورت حركت بطيئه مرتسم است در جزء بطىء الحركه از آن. و همچنين صورت حركت هر قوسى مرتسم در همان قوس است، عظيمش در عظيم [٢٦٣] و صغيرش در صغير.
و امّا سؤال از لميّت تخصيص بعضى اجزا به حركت سريعه و بعضى به حركت بطيئه، بعينه سؤال از لمّ تعيين منطقه و قطبين است. و جواب از آن مذكور شد.
و اگر كلام در ادراك لوازم است از صور كائنه فاسده و عوارض خاصّه هر يك و سبب تخصيص مواضع معيّنه از فلك به ارتسام صور ادراكيّه آنها در آن مىگوييم كه اوضاع مناطق و اقطاب، و نسبت كواكب به يكديگر، و نسبت علويّات به