مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٠٠
دوم: آنكه مسلّم مىداريم كه نفس بر ادراكات غير متناهى قدرت دارد، لكن مىگوييم كه ادراك فعل نيست، بلكه انفعال است. و قوّه جسمانى قوىّ بر انفعالات غير متناهى در نزد شما مىتواند بود، چنانكه هيولى را ازليّه ثابت مىكنيد، و بر آن صور غير متناهيه وارد مىشود.
سوم: نقض به نفوس فلكيّه كه در شمار قواى جسمانيّهاند، با آنكه افعال آنها حركات دوريّه است غير متناهى است.
و جواب: از اوّل به آن است كه شكّى در آن نيست كه قوّه عاقله به جايى منتهى نمىگردد كه قوىّ بر ادراك امور ديگر نباشد. و به برهان ثابت شده است كه قواى جسمانيّه چنين نيستند، [٤٤٨].
و اگر كسى گويد: اگر قواى جسمانيّه منتهى مىگردد به حالتى كه وجودش ممتنع باشد لازم مىآيد كه ممكن لذاته ممتنع لذاته شود، و اگر منتهى به آن حالت نمىشود بقايش مستحيل نخواهد بود.
مىگوييم: كه امكان ذاتى از عوارض ماهيّت من حيث هي است هر گاه به موجود سنجيده شود، و قوى عبارت از موجودات متشخّصهاند، و موجود بما هو موجود امرى است شخصى كه زمان خاص از مشخّصات آن است. پس وجوب نحو خاصّ از وجود و امتناع نحوى ديگر از آن بخصوصه ماهيّت مشتركه را از مكان بيرون نمىبرد. و برهان قائم است بر امتناع لا تناهى افعال براى واحد شخصى از جسم، و بر امتناع واحد نوعى دلالت ندارد. و حكم وحدت عدديه غير حكم وحدت نوعيّه است.
و جواب از دوم: آن است كه اگر چه نفس ادراك انفعال است، امّا به فعل نفس در ترتيب مقدّمات و تحليل آنها محتاج است، و همين قدر در اثبات مطلب كافى است. و امّا نقض به هيولى مندفع است به آنكه هيولى في ذاتها هويّت باقيه به عدد نيست، زيرا كه ضعيفة الوحدة و مبهمة الوجود است، و وحدتش از قبيل وحدت جنسيّه است، و آن وحدت به حسب تحصّلات صوريّه متبدّل و متجدّد است.
و از بحث سوم: جواب دادهاند كه اگر چه نفوس فلكيّه جسمانيّهاند، امّا مستقل در تحريكات نيستند، بلكه به سنوح انوار عقل بر آنها مصدر تحريكات غير متناهيه مىگردند.