مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٢٠
بلكه قابل اين صفت مجموع من حيث مجموع است. پس يك چيز به يك اعتبار هم قابل و هم فاعل مىتواند بود.
آيا نمىبينى شيخ رئيس را كه در اثبات صور علميّه براى ذات واجب تعالى از اين مضايقه ندارد كه يك چيز هم قابل و هم فاعل باشد، چنانكه مذكور خواهد شد. زيرا كه قبول به معنى مطلق موصوفيّت در نزد او منافى فعل نيست.
و مصنّف قدّس سرّه مىگويد كه: عمده در اين مقام اثبات تكثّر جهات است، خواه در نفس قبول و فعل باشد و خواه پيش از قبول و فعل. و كلام در تعدّد جهت ايجاب و استحقاق مثل كلام در تعدّد جهت فعل و قبول است بىتفاوت، و اگر در اينجا كلام تمام باشد در آنجا نيز تمام خواهد بود و الّا فلا.
و به وجوه ديگر نيز بر اين مطلب استدلال نمودهاند كه شبيه است به آنچه مذكور شد و در نقل آنها فايدهاى حاصل نخواهد شد. [پس بايد براى اثبات عينيّت صفات حقيقى براى ذات بارى تعالى به وجوه ديگر استدلال كنيم].
(دلائل بر عينيّت صفات كماليّه بارى تعالى)
دليل اوّل: بر اين مطلب اين است كه اگر عين نباشد تكثّر در ذات لازم مىآيد، زيرا كه كثرت صفات كماليّه بايد كه به اقتضاهاى متعدّده باشد و تعدّد اقتضا مستدعى تعدّد مقتضى خواهد بود، چنانكه در مسأله نفى صدور كثير از واجب تعالى مبيّن گرديده است، و در واحد من جميع الوجوه جهات مقتضيه كثيره نمىتواند بود. و امّا اينكه يكى از آن صفات حقيقيّه زايد بر ذات باشد و باقى عين ذات يا عين آن صفت زايده باشد- چنانكه در صفات اضافيّه مذكور خواهد شد- بسيار از عقل دور است. و به اين سبب كسى به آن قائل نشده است.
دليل دوم: اگر آن صفات زايد بر ذات باشد لازم مىآيد كه كمال واجب به امرى زايد بر ذات باشد و به حسب ذات بذاته ناقص و به غير كامل گردد. تعالى عن ذلك علوّا كبيرا.
دليل سوم: آنكه اگر آن صفات زايد باشد فيضان آنها از ذات بر ذات استدعاى جهتى اشرف از اينكه واجب الوجود است خواهد كرد. پس ذاتش اشرف از ذاتش خواهد بود، و اين بالبديهه محال است. و ايضا موجب تكثّر در ذات خواهد بود، زيرا كه حيثيّت نقص غير حيثيّت كمال است. و اگر فيضان آن صفات بر او از غير باشد لازم مىآيد كه آن غير كه معلول