مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٠
فصل اوّل در بيان نتيجه اعراض از معرفت نفس و علم و معاد، و آن ظلمت دل و عماى بصيرت است، و همچنين ضيق صدر و عذاب قبر و معيشت ضنك و دل تنگ نصيب جاهلان است از جهت فراموشى از ياد حق.
بدان كه اين چشم و گوش كه حالا آدمى بدان چيزها را مىبيند و مىشنود عاريتى است و قوامش به اين بدن است كه در خاك مىريزد و مىپوسد. و انسان را چشم و گوش ديگر هست كه آن حقيقتى است و آخرت باقى است، زيرا كه نتيجه نور معرفت است و از لوازم حيات نشأه ثانى است كه قائم به روح است و در بدن مكتسب اخروى ظاهر مىشود چنانچه نزد دانندگان معرفت احوال معاد روشن و ثابت گشته.
اكنون چون جاهل به علم نفس را گمان آنست كه اين چشم و گوش و حواسّ دنيا مر او را ثابت است و عاريتى نيست، و خود را بدين چشم و گوش بينا و شنوا مىداند، و در روز قيامت كه روز حقايق است و عاريتها مرتفع مىگردد، و چشمى به جهت ديدن آخرت كسب نكرده، گمانش آنكه او را چشمى بوده كه كورش كردهاند، سپس مىگويد كه خدايا، لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً (طه، ١٢٥)، و ندانسته كه او را هرگز چشمى نبوده جز چشم عاريتى، و چشم عاريت به كار آخرت نمىآيد.
برو بفروش اين چشمى كه دارى
كه در ديدن ندارد استوارى