مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢١٣
مادام كه حركت بر نحو اتّصال باقى است فرد واحد زمانى متّصل غير قارّ از مقولهاى كه حركت در آن واقع است ثابت خواهد بود. و آن فرد متضمّن است جميع حدودى را كه در آنات زمان حركت ممكن الفرض باشد، و نسبت آن حدود به سوى آن فرد مثل نسبت نقطه است به خط، پس فرد زمانى حاصل بالفعل است براى متحرّك بدون فرض فارضى. و امّا حصول افراد أينيّه و زمانيّه كه حدود اين فرد و ابعاض آن بوده باشند موقوف بر فرض است، پس نه خلوّ جسم از مقوله لازم مىآيد و نه تشافع آنات و نه انحصار غير متناهى در بين دو حاصر.
و از آنچه مذكور شد بر بصير محدق معلوم مىگردد وجود حركت قطعيّه، يعنى حركت ذات هويّه متكمّمه اتّصاليّه منقسمه به نحو انقسام مقادير تا به غير متناهى به اجزاء [١٣٤] متشابه در حدّ و اسم، خواه عين مقوله كه حركت در آن واقع شده است باشد و خواه غير آن». [١] «و امّا بطلان وجه ثانى نيز از آنچه مذكور شد معلوم گرديد، زيرا كه هر چيز كه موضوع عارضى نمىتوانند بود واسطه در عروض آن نيز نمىتوانند بود.
و امّا قسم سوم كه مقوله جنس حركت باشد بعضى به آن رفتهاند و گمان كردهاند كه بعضى از مقوله «أين» قارّ است و بعضى غير قارّ، و آن حركت مكانيّه است، و بعضى از كيف قارّ است و بعضى غير قارّ، و آن استحاله است، و بعضى از كمّ قارّ است و بعضى غير قارّ، و آن نموّ و ذبول است، و سيّال از هر جنسى حركت است. و حقّ آن است كه حركت تجدّد امر است نه امر متجدّد چنانكه سكون قرار شىء است، نه شىء قارّ». [٢]
فصل دهم در تعيين آنكه كدام مقوله از مقولات حركت در آن واقع مىشود
پيش از اين مذكور شد كه تعلّق حركت به شش چيز است. و از جمله آن شش چيز ما فيه الحركة است كه مقوله باشد. و چون تعلّق به آن اشدّ از تعلّق آن است به اشياء خمسه باقيه جمعى گمان كردهاند كه حركت عين مقوله است، اگر چه اين گمان باطل است، به جهت آنكه
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، صص ٩٢- ٩٣.
[٢] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٣، صص ٦٩- ٧٤ (با تفاوت).