مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٧٢
خود مىگرداند. و شايد كه در باطن ارض، كه از اديم آن دور است، ارض خالص يافت شود به واسطه آنكه تأثير سماويّات به قدر معتدّ به به آن موضع نمىتواند رسيد و عنصرى ديگر به آن حد رسوب نمىتواند نمود.
پس بنا بر اين شايد كه براى ارض سه طبقه باشد: اوّل طبقه ارض مايل به محوضت.
دوم طبقه طينيّه كه از ماء و ارض مخلوط است. سوم طبقه منكشفه از ماء كه شعاع شمس آن را خشكانيده است. و طبقه چهارم از عناصر طبقه ماء است، اگر چه طبقه تامّه نيست و احاطه كلّى بر ارض ندارد. و ظاهر اين است كه براى ماء طبقه كلّى بجز همين كه بر روى زمين ظاهر است نبوده باشد. زيرا كه اگر طبقه ديگر از ماء در باطن ارض باشد: يا در وسط ارض قرار خواهد داشت يا در جانبى از آن. و قرارش در وسط يا به حسب طبع است و يا به قسر قاسر و به حسب طبع نمىتواند بود، زيرا كه لازم مىآيد كه ماء اثقل از ارض باشد، و به قسر نيز نمىتواند بود، زيرا كه قاسرى كه ماء را در آنجا مقسور گرداند نيست، و اگر در جانبى از جوانب ارض باشد كلّيّت ماء در بقعه صغيرهاى از ارض محصور خواهد بود و بايد كه كلّيّت ماء لااقل از تمام ارض كمتر نباشد.
و براى هوا نيز طبقات مختلفه هست به اعتبار آنكه هم بخار و هم دخان در هوا صعود مىنمايند، لكن حركت دخان به سمت فوق از حركت بخار بيشتر است، زيرا كه در حركت خفيفتر و نفوذ شدت حرارت در آن قوىتر است. و مراد به بخار چيزى است از رطب كه بالا رود، و مراد به دخان چيزى است از يابس كه بالا رود.
و چون بخار به حسب حقيقت آبى است كه اجزايش متصغّر شده است و طبيعت آب بذاته برد است، و يبوست در آن نيست كه حفظ حرارت مصعده را در زمان طويل در آن تواند [٣١٣] نمود، و چون سخن از آن زايل مىگردد اقتضاء برودت به حسب صورت مىكند، پس بايد كه جزء بخارى از هوا ابرد از ساير اجزا باشد، لكن هر چه از آن جزء كه مجاور ارض است گرم است. و بعد از آن طبقه زمهريريه است كه به حرارت شعاع گرم نمىشود. و بعد از آن طبقه هوائى است كه به خلوص نزديكتر است. و بعد از هوا، دخانى است كه گويا از هوا و نار و ارض مخلوط است. و بعد از آن طبقه نار صرف است.
پس طبقات تامّه عناصر كه بر يكديگر احاطه دارند هشت طبقهاند: ارض قريب به