مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٥١
و در نوع دوم يعنى در حصول تدريجى مندرج است حركات قطعيّه و مقادير آنها از ازمنه و هر چه تابع آنهاست از هيئات غير قارّ بالّذات يا بالعرض مانند اصوات و امثال آنها.
و در نوع سوم مندرج است حركات توسّطيّه و آنچه بر آنها منطبق است از قبيل حدوث زاويه به حركت، مثل زاويه مسامته كه از اوّل دو خط موازى يكديگر باشند و به حركت أحدهما به سمت ديگرى زاويه حادث گردد، و همچنين انفتاق و افتراق ميان دو سطح يا دو خط به تمام و حدوث لا وصول، و بالجمله هر چه به حركت تمام شود بدون آنكه حصولش منقسم گردد و عدم امور آنيّه و اعدام طاريه بر حوادث بعد از وجود آنها و غير اينها از امور بسيار ديگر.
و امّا آن به معنى دوم، كه زمان متّصل به سيلان آن حاصل مىشود، تحقّق وجودش به اين نحو است كه مىگوييم كه مسافت و حركت و زمان سه چيزند منطبق بر يكديگر و مطابقند در جميع آنچه متعلّق است به آنها. پس چنانكه ما را ممكن است كه در مسافت فرض چيزى از قبيل نقطه نماييم كه به سيلان [١٧٩] آن مسافت حاصل گردد، چنانكه نقطه به سيلان خط را حاصل مىگرداند، و همچنين در حركت معلوم شد كه امر وجودى توسّطى هست كه آن كون فى الوسط است به نحو مذكور كه به سيلانش حركت به معنى قطع حاصل مىگردد، پس هر گاه چنين باشد براى زمان نيز غير آناتى است كه در آن فرض شود و اعتبار فى ذاته آن غير اعتبار آن است كه به سيلان و حركت فاعل زمان است. [١]
فصل چهارم در بيان كيفيّت عدم حركت قطعيّه و عدم زمان
بعضى گمان كردهاند كه حركت قطعيّه و زمان منطبق بر آن، در غير آن زمان منعدمند ازلا و ابدا، و مىگويند كه معنى عدم حركت آن است كه وجودش به پارهاى از زمان اختصاص دارد و در غير آن زمان يافت نمىشود، پس در غير آن زمان معدوم خواهد بود ازلا و ابدا.
[١] . صدر الدين شيرازى، الاسفار، ج ٣، صص ١٦٦- ١٧٤.