مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٦٨
اشرف از وجودات خاصّه تفصيليّه آنها؛ و همچنين مسائل غامضه ديگر». [١]
فصل نهم در اثبات صورت نوعيّه و آنكه آن صور جواهرند و آنچه به آن تعلّق دارد
بدان كه در نزد حكماء مشّائين مقرّر است كه براى هر يك از انواع اجسام [طبيعيّه معنىيى هست غير امتداد و غير قبول ابعاد كه به آن معنى اجسام انواع] مختلفه مىشود. و به اين اعتبار آنها را صور نوعيّه مىگويند، يعنى منسوبند به نوع، به تقويم و تحصيل، و به اعتبار آنكه مبدأ حركت و سكون ذاتىاند به «طبيعت» موسومند، و به اعتبار آنكه در غير تأثير مىكنند به «قوّه» موسوم مىباشند، و به اعتبار آنكه جنس به آن، نوع بالفعل مىشود به «كمال» موسوم شدهاند.
و پيش از خوض در مطلوب مىگوييم كه مقتضى آثار مختلفه كه هر يك به نوعى از انواع جسم اختصاص دارد، بايد كه امور مختلفه غير خارجه از ذات جسم باشد، زيرا كه بالضّروره معلوم است كه عنصر ثقيل مثلا كه حركت به سوى مركز مىكند به حسب ذات آن است، نه به حسب امر خارج از ذات. پس اگر در ذات آن چيزى نباشد كه اقتضاى اختصاص آن به حيّز معيّن بنمايد به حسب ذات به سوى آن حركت نمىكند.
و فاضل شارح در شرح هدايه فرموده است كه: «اين سخن منافى قول به فاعل مختار نيست در نزد كسى كه ترجيح بلا مرجّح را تجويز نمىنمايد، زيرا كه نسبت بارى تعالى به جميع اشياء نسبت واحده است، پس بايد كه براى اختصاص بعضى به حرارت و بعضى به برودت و بعضى به ثقل و بعضى به خفّت، مثلا، مرجّحى باشد.
و در نظر كسى كه نفس اراده بارى را مرجّح امور مىگيرد بدون استحقاق و حكمتى، بل به قدرت اتّفاقيّه جزافيّه، اعتماد بر محسوسات مرتفع مىگردد، و براى بحث و نظر مجالى نمىماند، و انسان أيمن نيست از آنكه بر سبيل جزاف امورى در او خلق شود كه نظر و فكر را دفع نمايد [٨٤]، و بسا باشد كه در او معنىيى خلق شود كه امر را بر خلاف واقع ببيند.
و اين گروه در دوره اسلام به منزله سوفسطائيّهاند در عصر قدما، و براى بارى اراده
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٥، صص ٢٨٧- ٢٩٢، با تفاوت.