مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤١٧
آن نمىباشد. [١] بدان كه شيخ در شفا در كتاب حيوان ادلّه طرفين را بر تشابه و عدم تشابه اجزاء منى نقل نموده، و علّامه شيرازى در شرح كليات قانون همه آنها را از شفا نقل نموده، و بر همه ابحاث وارد آورده و ذكر همه آنها مناسب اين مقام بلكه مناسب اين مختصر نيست. و صاحب اسفار در تحقيق معنى مصوّره طريقى ديگر پيموده، و ذكر آن در احوال انسان به سياق اين كتاب اقرب است و در آنجا مذكور خواهد شد إن شاء اللّه تعالى.
فصل ششم در ذكر سبب وقوف قوى و بيان آنكه موت ضرور است
امّا آنچه در وقوف ناميه ذكر كردهاند اين است كه ابدان [٣٦١] مخلوق از دم و منى است و مادام كه مولود جنين و صغير است رطوبت بر او غالب است، و به واسطه استيلايى جفاف اندك اندك آن رطوبات به تحليل مىرود، و يبس غالب مىگردد. و نموّ عبارت از تمدّد اعضاست، و تمدّد اعضا به نفوذ غذا در مسامّ، بنا بر مشهور، و مادام كه اعضا ليّن است اين معنى ميسّر مىگردد، و چون صلب و جافّ گرديد صورت نمىگيرد، پس ناميه از فعل باز مىايستد.
و آنچه در وقوف غاذيه و حلول اجل گفتهاند چند وجه است:
اوّل: آنكه قوّه غاذيه قوّه جسمانى است، و افعال قوّه جسمانى متناهى است.
و اين دليل منقوض است به نفوس فلكيّه، زيرا كه قواى محرّكه آنها جسمانى است، خصوصا در نزد اصحاب معلّم اوّل كه نفوس فلكيّه را قواى منطبعه در اجسام افلاك مىدانند، با آنكه در نزد ايشان غير متناهى الأفعالاند.
دوم: آن است كه شيخ در قانون ذكر كرده است و مىگويد كه رطوبت غريزيّه بعد از سنّ وقوف رو به انتقاص مىآورد تا آنكه بالكلّيّه به تحليل مىرود. و چون رطوبت به تحليل رفت حرارت غريزيّه فرو مىنشيند، و ناچار موت حلول مىكند.
و سبب انتقاص رطوبت سه امر است، اوّل هواى محيط به بدن كه به اعتبار حرارتى
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ١٠٩- ١١١.