مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٧٥
آفات محفوظ باشند، و امثال اين امور بسيار است كه اگر كسى خواهد كه آنها را در شمار آورد البته ميسّرش نخواهد شد.
پس از ملاحظه اين امور يقين كامل حاصل مىگردد كه موجد و مدبّر اين عالم بر وجه نافع شريف صانعى است حكيم واجب بالذّات.
بلكه مىگوئيم كه: معرفت وجود واجب امرى است فطرى، زيرا كه هر كس در حال وقوع در اهوال و شدايد احوال به حسب جبلّت توكّل بر حق تعالى مىنمايد و به توجّه غريزى به مسبّب الاسباب و مسهّل امور صعاب متوجّه مىگردد هر چند متفطن به آن هم نباشد.
و از اين جاست كه اكثر عرفا در اثبات واجب و اينكه مدبّر مخلوقات او است به مشاهده حالاتى كه در نزد وقوع در امور هايله از قبيل سوختن و غرق شدن حادث مىگردد استدلال مىكنند. و در كلام الهى نيز به آن اشاره شده است.
پس چه بسيار گمراهاند گروه طباعيّه و اخوان شياطين از آن كسانى كه به علما تشبّه مىجويند و انبياء را تكذيب مىكنند و چنان مىپندارند كه عالم قديم است و قيّمى براى آن نيست. فمثواهم الجحيم و جزاهم البعد عن النعيم.
فصل دوم در بيان آنكه انّيّت واجب الوجود ماهيّت او است
يعنى ماهيّتى سواى وجود خاصّ مجرّد از ماهيّت از براى او نيست. به خلاف ممكن، مانند انسان مثلا، كه براى او ماهيّتى هست و آن حيوان ناطق است و وجودى نيز هست و آن بودن اوست در اعيان. و دليل بر اين مدّعا آن است كه: هر ماهيّتى كه وجود عارض آن گردد در اتّصافش به وجود و بودنش مصداق از براى حكم به وجود بر آن محتاج خواهد بود به جاعلى كه او را چنين گرداند، زيرا كه هر چه عرضى است محتاج به علّت است. و آن علّت يا نفس ماهيّت معروضه است يا امرى خارج از ماهيّت.
و پيش از اين معلوم شد كه چيزى در وجود خود اثر نمىتوان كرد، زيرا كه علّت بايد مقدّم بر معلول باشد به حسب وجود، و تقدّم ماهيّت بر وجود خودش به حسب وجود تعقّل مىتواند كرد، به خلاف تقدّمش بر صفاتى كه لازم اوست غير از وجود. مثل تساوى زواياى