مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٠٨
و امّا بيان مختصّ به احتمال دوم، كه اجزاء عوالم به حسب نوع مختلف باشند، آن است كه در بعضى از رسايل شيخ رئيس مذكور است. و آن اين است كه:
«نمىتواند بود كه جسمى يافت شود كه مخالف اين اجسام بوده باشد در حركات و كيفيّات:
امّا در حركات، به جهت آنكه حركت به قسمت عقليّه ضروريّه منقسم مىگردد به مستقيمه و مستديره. و حركت مستقيمه يا از مركز است به سوى محيط، و يا از محيط است به سوى مركز، و يا اين است كه از محيط ابتدا نموده بر استقامت مىآيد و از مركز مىگذرد، و يا اين است كه ما بين محيط و مركز شروع نموده و بر مركز مىگذرد؛ و آن حركتى كه به حسب طبع است بايد كه از نهايتى اخذ نموده به نهايتى كه ضدّ آن است منتهى گردد. و بيان اين مقدّمه در كتب ارسطو مخصوصا در مقاله پنجم از كتاب سماع طبيعى و در تفسير مفسّران آن مذكور است. پس حركت بالطّبع در جميع اجسام يا از مركز است يا به سوى مركز.
و امّا در كيفيّات محسوسه، به جهت آنكه ممكن نيست كه از نوزده نوع مشهوره زيادتر باشد، چنانكه ارسطو در كتاب نفس آن را بيان نموده است، و بسط قول در آن موجب تطويل است. و بيان آن بر سبيل ايجاز اين است كه: طبيعت مادام كه در هر نوعى كه آن را كامل مىگرداند شرايط و لوازم نوع انقص را كامل نگرداند آن را داخل در نوع اكمل نمىسازد، چنانكه طبيعت مادام كه جميع خصايص كيفيّات جسمانيّه موجوده در اين عالم را در جسم حاصل نگرداند آن را داخل در نوع اشرف از آن كه نباتيّت باشد نمىگرداند. و مادام كه جميع خصايص نوع نباتيّت را، مثل قوّه غاذيه و ناميه و مولّده، در آن حاصل نكند آن را داخل در نوع اشرف كه بالنّسبه به آن حيوانيّت است نمىسازد و خواصّ مرتبه حيوانيّت حسّ و حركت اراديّه است.
پس مادام كه جميع حواس كه مدرك جميع محسوسات باشد حاصل نگردد طبيعت از نوع حيوانى به نوع انسانى ترقّى نخواهد نمود، و ليكن در مواليد ناطق موجود است، پس بايد كه جميع قواى حسيّه كامل شده باشد و بعد از آن قواى نطقيّه به حصول رسيده باشد.
پس در صورتى كه براى نوع ناطق جميع قواى مدركه محسوسات حاصل باشد بايد كه ناطق مدرك جميع محسوسات باشد، و محسوسى سواى آنچه انسان آن را احساس