مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٨٠
آن اشتعال ممتد بر سمت دخان تا آخر آن مرئى مىگردد.
و اگر مادّه آن كثيف باشد و نار به آن تعلّق گيرد، به نحوى از تعلّق، محترق مىشود بدون آنكه مشتعل گردد، و آن احتراق در آن ثابت مىماند، و علامات هايله سياه [٣٢١] و سرخ به حسب شدّت و ضعف غلظت مادّه مرئى مىگردد.
و اگر در كثافت تام و شديد باشد و نار به آن تعلّق قوى بهم رساند، آن اشتعال ثابت و دائم مىماند، و در ايّام و شهور منطفى نمىگردد به قدر كثافت مادّه و كثرت استمداد. و گاهى به صورت ذوابه، و گاهى به صورت ذنب، و گاهى به صورت رمحى، و گاهى به صورت قرن، و گاهى به غير اين صور به نظر مىآيد، و گاهى در تحت كوكبى واقع مىشود و به حركت كره نار كه به حركت فلك متحرّك است حركت مىكند، و چنان مىنمايد كه آن كوكب ذوابه يا ذنب يا لحيه يا قرن بهم رسانيده است. و گاهى مىشود كه چيزى از آن تا به زمين مىرسد و بر آنچه وارد گردد مىسوزاند، و آن را حريق مىگويند». [١] و شيخ در شفا گفته است: «در سال سيصد و نود و نه از هجرت چنان اثرى حاصل شد و قريب به سه ماه باقى ماند و بتدريج لطيف گرديد. به اين معنى كه در اوّل مايل به سياهى و سبزى بود و بتدريج سفيد شد تا برطرف شد». [٢] و حقير در خاطر دارم كه، در حدود سنه يك هزار و يكصد و هشتاد، ذو ذنبى در طرف شمال شعراى شامى ظاهر شد، و در اوّل به قدر ذراعى بيشتر نبود و بتدريج بر طول افزود تا آنكه به قدر ربع دور رسيد، و بعد از آن بتدريج كوتاه شد تا آنكه بالمرّه مضمحل شد.
و همچنين در حدود سنه يك هزار و دويست و بيست از هجرت، قريب به دبّ اكبر دو ذوابه بهم رسيد، و در اوّل كوچك و صاحب يك گيسو بود و بتدريج بر آن افزود و گيسوهاش بسيار طولانى شد و حركت [به سمت] مشرق و جنوب براى آن بود تا آنكه قريب به وسط السّماء رسيد و مدّت بقايش از سه ماه تجاوز نمود.
و امام رازى گفته است كه: «هرگاه بخارى دخانى [٣٢٢] لزج دهنى مرتفع گردد و بالا رود تا آنكه به حيّز نار برسد بدون آنكه اتّصالش از زمين منقطع گردد، مشتعل مىگردد و
[١] . صدر الدين شيرازى، شرح الهداية الأثيرية، ص ١٧٥.
[٢] . ابن سينا، الشفاء، الطبيعيات، المعادن و الآثار العلوية، ص ٧٣.