مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٤٥
مختلفه موجود مىتواند بود. چنانكه صورت طبيعيّه ماء در بخار و در جمد موجود است.
و آنچه مىگويند كه ماء حارّ بارد است، مقصود آن نيست كه بالفعل بارد است، بلكه مرادش آن است كه در آن طبيعتى هست كه در نزد زوال مانع اقتضاء برودت مىكند و چون كيفيّت شديد گرديد و در عناصر عنصرى باشد كه در آن كيفيّت به حسب طبع باشد صورت اين عنصر به صورت آن عنصر متبدّل مىگردد، مثل آنكه اگر آتش به حسب فرض از آنچه هست گرمتر مىگردد به چيزى مبدّل نمىشود. و اگر سرد [٢٨٣] شود به هوا مبدّل مىگردد. و همچنين زمين در زيادتى برودت فرضى به چيزى مبدّل نمىشود. و امّا اگر گرم شود به آب مبدّل مىگردد. و اين است معنى كون و فساد. و اگر در كيفيّت به سمت اعتدال گرايند قابل صورت نوعيّه كائنات مىگردند. پس امّهات مواليد و اركان عوالم كون و فساد و اسطقسات مركّبات و اصول كائنات و عناصرى كه تركيب از آنها حاصل مىشود و تحليل به آنها منتهى مىگردد همانها خواهند بود.
و گروهى از متفلسفه انكار كون و فساد نمودهاند و به چند شعبه منشعب شدهاند:
و فرقهاى گفتهاند كه جوهر بسايط فاسد نمىتواند شد، بلكه عنصرى كه به حسب طبيعت صرف و خالص باشد يافت نمىشود، و هر يك از آنها مركّبند از طبيعت مختصه به خود و از طبايع باقى عناصر، و موسوم مىگردند به اسم آنچه غالب است در آنها. و در وقتى كه ملاقات نمايد چيزى را كه غالب در آن غير از آن باشد كه در اين غالب است، مغلوب در اين صورت غالب مىگردد و غالب مغلوب مىشود. و چنين محسوس مىگردد كه استحاله واقع شده است و به حسب حقيقت هيچ استحاله واقع نشده است. و آبى كه به آتش گرم مىشود نه اين است كه در آب حرارتى از آتش حادث شود، بلكه اجزاء ناريّه به آن مخلوط مىشود. و چون در اوّل كسى دست در آن گذارد هم اجزاء بارده را احساس مىنمايد و هم اجزاء حارّه را و آن را فاتر مىپندارد. و چون اجزاء ناريّه غلبه بهم رسانيد دست مىسوزاند و اجزاء مائيّه مخفى در آن مىشوند.
و در ساير اجزاء عالم نيز مثل اين سخنان مىگويند حتّى آنكه مىگويند كه مويى كه سياه است و سفيد مىشود يك مو نيست، بلكه در حالتى كه اجزاء سياه بر آن غالب مىشود سياه مىنمايد و در حالتى كه اجزاء سفيد بر آن غالب مىشود سفيد به نظر مىآيد.