مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٨٩
مقاله هفتم در تشكل
و در آن سه فصل است
فصل اوّل در تعريف شكل
«و مهندسين آن را تعريف نمودهاند به آنكه چيزى است كه احاطه كرده باشد به آن يك حد يا بيشتر. و آن بر دو قسم است، مسطّح و مجسّم. و صاحب حد هرگاه سطح باشد حدّش خط خواهد بود، و اگر جسم باشد حدّش سطح مىباشد.
و تعريف آن در نزد طبيعيّين هيئت حاصله از احاطه حدّ واحد يا حدود است به مقدار، يعنى به سطح هرگاه مشكّل مسطّح باشد، مانند مثلّث و مربّع و امثال آنها، يا به جسم تعليمى هرگاه مشكّل مجسّم باشد، مانند كره و مكعّب و امثال آنها، و امّا اطراف خطوط، يعنى نقطه، اگر چه تصوّر احاطه آنها به خطوط متصوّر است، لكن اطلاق مشكّل بر خط محدود نمىشود.
و به اين تخصيص در مقدار، طرد تعريف از انتقاض به خطوط محدوده محفوظ مىماند. و لكن انتقاض عكسش به هيئت محيط كره باقى مىماند. و به جهت رفع آن، بعضى تعريف را تغيير دادهاند و گفتهاند كه: شكل هيئت حاصله براى مقدار است از جهت احاطه، خواه مقدار محيط باشد و خواه محاط به. و بنا بر اين تعريف محيط كره داخل در تعريف مىگردد. امّا اگر مقدار به ما سواى خط تخصيص دهند محيط دايره بيرون مىرود. و تفرقه اطلاق شكل در ميان محيط كره و محيط دايره در نهايت صعوبت است. و اگر مقدار را بر اطلاق باقى گذارند تعريف بر خطّ محدود صدق مىكند. و تخصيص احاطه به تامّه بىفايده است، زيرا كه براى خط جهتى سواى طول نيست و دو نقطه بر آن احاطه نمودهاند. چنانكه براى سطح جهت عمق نيست كه به آن جهت تواند محاط واقع شود، همچنين براى خط