مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٣٩
مستعلج است از آن حيثيّت كه قبول علاج مىتواند نمود.
بر اين متوهّم لازم مىآيد كه قائل به تكثر حيثيّات تقييديّه در ذات واجب بوده باشد، به اعتبار آنكه عالم بذاته و معلوم بذاته است. و اين شنيع و قبيح است، و عظمت و كبرياء واجب از امثال اين امور مقدّس و منزّه است.
و شيخ رئيس در كتب خود تصريح نموده است كه: «مجرّد عاقل و معقول بودن شىء موجب اينكه اثنينيّت بهم رسد نمىباشد، نه در ذات و نه در اعتبار، پس ذات واحد و اعتبار واحد خواهد بود. و تحصيل اين دو امر به اعتبار همين است كه براى او ماهيّت مجرّده هست كه آن ذات او است و ذات ماهيّت مجرّده براى او حاصل است، و تقديم و تأخير به حسب ترتيب در معانى است. و فرض محصّل يك چيز است و جايز نيست كه يك چيز دو مرتبه حاصل گردد» [١]. انتهى.
و از اين بيان به ظهور رسيد كه هر چيزى كه ذاتش از علايق مادّيه مبرّى است و وجودش وجود صورى است و ذاتش براى خودش موجود است نه براى غير، از ذات خود محجوب نيست، بلكه همان وجودش نفس معقوليّت او است و همان ذاتش بعينه صورت عقليّهاى است كه از ذات براى ذات حاصل است.
پس چنانكه حرارت قائم به نار حرارت نار است، هر گاه فرض شود كه قائم به ذات خود باشد به نفس خود حار خواهد بود و حرارتش براى نفس خود خواهد بود نه براى ديگرى، وضوء قائم به شمس اگر مجرّد گردد و به ذات خود قائم شود مضىء بنفسه و ضوء لذاته خواهد بود؛ همچنين صورت مجرّده مادام كه قائم است به جوهر مفارق معقول محلّ و عقل محلّ است، و چون قائم به نفس خود گردد معقوليّت از او مسلوب نمىشود، بلكه معقول نفس خود و عقل ذات خود خواهد گرديد.
و چنانكه معلوم عينى به صورت علميّه دانسته مىشود و صورت علميّه به نفس ذات خود دانسته مىشود نه به صورت ديگر؛ همچنين اشيائى كه غير قوّه عقليّهاند به قوّه عقليّه تعقّل مىشود، و قوّه عقليّه به نفس خود تعقّل مىشود نه به قوّه ديگر.
[١] . ابن سينا، التعليقات، ص ٧٨.