مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٠٤
همين است كه ديگرى فاعل حقيقى نباشد.
پس از آنكه وجود مطلقا معلول حقيقى او باشد لازم نمىآيد كه وسايط و روابط، مانند عقول و نفوس و طبايع و قوى، از ميانه برخيزد، زيرا كه آنها در نزد حكما بجز تصحيح و اعداد را افاده نمىكنند و مؤثّر و موجد نيستند، چنانكه صاحب كتاب معتبر از ظاهر كلام ايشان توهّم نموده است و بر ايشان تشنيع نموده است.
و مؤيّد اين است آنچه شيخ در اشارات گفته است كه: «حقّ اوّل ابداع جوهر عقلى مىكند و مبدع حقيقى او است و به توسّط او جوهر عقلى ديگر و جرم سماوى را ابداع مىكند». [١] و همچنين مؤيّد اين است آنچه شيخ الهى در هياكل گفته است كه: «حركات افلاك ايجاد اشياء نمىكنند، بلكه استعدادات را حاصل مىكنند، و هر چه لايق استعداد هر چيز است حقّ اوّل به او عطا مىفرمايد» [٢].
و ايضا به لسان اهل اشراق گفته است كه: «جواهر عقليّه اگر چه فعّالند امّا وسايط جود اوّلند و او است فاعل. چنانكه نور قوى نمىگذارد كه نور ضعيف مستقلّ در اناره باشد، پس قوّه قاهره واجبيّه از رهگذر وفور فيض و كمال قوّت وسايط را نمىگذارد كه مستقلّ در تأثير باشند» [٣].
و امام رازى در مباحث مشرقيه گفته است كه: «حقّ در نزد من اين است كه مانعى براى آنكه كلّ ممكنات مستند به واجب باشد نيست، ليكن آنها بر دو قسمند: قسمى آن است كه همان امكانى كه لازم ماهيّت آن است در صدورش از بارى تعالى كافى است و از او بدون هيچ شرطى فايض مىگردد، و قسمى ديگر آن است كه همان امكان كافى نيست، بلكه لا بدّ است از حدوث امرى پيش از آن، براى آنكه او را نزديك گرداند به علّت فائضه، و اين امر منتظم نمىگردد مگر به وجود حركت دوريّه. پس در حالتى كه به استعداد تامّ مستعدّ گردد از بارى تعالى بدون منع و بخل صادر مىگردد و وسايط را در ايجاد اصلا تأثير نيست، بلكه اثر
[١] . ابن سينا، الاشارات، ص ١٣١.
[٢] . سهروردى، هياكل النور، ص ٨٩.
[٣] . سهروردى، هياكل النور، ص ٨٦.