مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٠٩
متخالفند، پس نبايد كه فعل بعضى جزء فعل بعضى ديگر باشد و نه ازيد و نه انقص از آن به حسب كميّت، چنانكه در ميان خطّ مستقيم و دائره نه نسبت عددى است و نه نسبت مقدارى، و نمىتوان گفت كه دورات قمر از دورات زحل بيشتر است و دورات يك چيزند، زيرا كه مذكور شد كه بناء كلام بر تفاوت مستحق كل و مستحق جزء نيست، بلكه در استحقاق آن است.
ششم: معارضه است به نفوس فلكيّه كه قواى جسمانيّهاند و افعال غير متناهيه از ارادات و تحريكات از آن صادر مىگردد. و قول آن كس كه گفته است كه محرّك فلك قوّه عقليّه است ضعيف است، زيرا كه قوّه عقليّه چون حركت دهد چيزى را يا آن است كه افاده مىكند حركت را يا افاده مىكند قوّهاى را كه حركت به آن قوّه حاصل مىشود، پس اگر افاده كند قوّه محرّكه را آن قوّه جسمانى خواهد بود، پس قوّه فاعله افاعيل غير متناهيه جسمانى مىباشد، و اگر قوّه عقليّه مفيد حركت باشد قوّه جسمانيّه مبدأ آن حركت نمىباشد. پس آن حركت حركت نخواهد بود، زيرا كه محقّق گرديد كه فاعل قريب حركت بايد امرى باشد متغيّر الحال و مفارق چنين نيست. و ايضا جميع اجسام در جسميّت مشاركند و بعضى كه قبول آثار جوهر مفارق مىنمايند به اعتبار قوّه جسمانيّه موجوده در آن است، پس لا محاله بايد كه محرّك قوّه جسمانيّه باشد.
و از اين اعتراض جواب دادهاند كه مؤثر در وجود اين حركات جوهر مفارق است، لكن به واسطه نفوس، و اقامه برهان بر مؤثّر شده است و بر واسطه نشده است.
و صاحب اسفار اين جواب را نپسنديده است، و گفته است كه هرگاه جايز [١٣٠] باشد بقاى قوّه جسمانيّه در مدّت غير متناهيه با واسطه بودنش در صدور افعال غير متناهيه از مفارق، جايز خواهد بود كه خود مبدأ افعال غير متناهيه باشد، زيرا كه واسطه يا واسطه در ثبوت است و يا واسطه در عروض. و بر هر تقدير اتّصاف واسطه به افعال غير متناهيه لازم مىآيد.
و امام رازى در اين مقام گفته است كه مىگوييم، به كسانى كه مىگويند كه: «قوّه جسمانيّه فاعل افعال غير متناهيه نمىتواند بود، كه اگر مراد شما آن است كه مؤثّر در افعال غير متناهيه نمىتوانند بود»، اين سخن لغو بلكه مضرّ است، زيرا كه شما در بابى ديگر بيان نمودهايد كه محال است كه قوّه جسمانيّه مؤثّر در ايجاد بوده باشد، و بعد از آن محتاج به