مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٥٨
و ايضا تناهى مخصوص و تشكّل مخصوص از صورت شخصيّه منفك نمىشوند. و اين دو از عوارض مادّهاند، زيرا كه اگر از لوازم طبيعت جرميّه باشند بايد كه جميع اجسام در تناهى و تشكّل در يك مرتبه باشند و چنين نيست.
پس تناهى و تشكّل كه از عوارض و مسبّب از مادّهاند:
يا اين است كه در درجه صورت جسميّه واقعند، و يا اين است كه بر آن سبقت دارد، و سابق بر سابق بر شىء سابق بر آن شىء است. و همچنين سابق بر ما مع الشّىء نيز سابق است بر آنچه با آن شىء است. پس اگر صورت سبب هيولى باشد بايد كه صورت سابق باشد بر چيزى كه بر او سبقت دارد به يك مرتبه يا به دو مرتبه. و استحاله آن ظاهر است، پس معلوم شد كه صورت نه علّت مستقلّه هيولى مىتواند بود و نه واسطه و نه آلت. پس بايد كه شريك علّت فاعليّه و جزء علّت تامّه باشد. [٧٢] [١] و از اينجا ظاهر مىشود كه وراء صورت چيزى هست كه هيولى به آن تعلّق دارد و از آن فائض مىگردد. و آن جوهرى از نور الهى خواهد بود. و نفس نمىتواند بود، چه جاى آنكه صورت يا طبيعت جسمانى تواند بود. و لكن فيضان هيولى از آن چيز بدون توسّط صورت كامل نمىگردد، بلكه به آن چيز و صورت با هم كامل مىشود. پس آن نور عقلانى صورت جرميّه را به اذن پروردگارش افاضه مىفرمايد، و هيولى را به ذات صورت از آن حيثيّت كه مطلق است برپا مىدارد. و عكس آن كه صورت را به ذات هيولى برپا دارد ممكن نيست، زيرا كه براى هيولى ذاتى نمىباشد مگر به صورت. و كيفيّت اين اقامه آن است كه چون صورت معيّنه از هيولى منقطع گردد آن نور قدسى آن را باقى مىدارد به تعقيب صورتى ديگر. پس از آن حيثيّت كه صورت لاحقه مشارك صورت سابقه است در آنكه صورت است معاون آن مقيم قدسى است بر اقامه. و از آن حيثيّت كه مخالف آن است، جوهر بالفعل هيولى را جوهرى ديگر مىگرداند غير از جوهرى كه با صورت سابقه بود. پس صورت از يك وجه واسطه است ميان علّت و معلول، پس مقوّم به علّت و مقدّم بر هيولى است در تحصّل و ثبوت.
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٥، ص ١٤٨- ١٥١.