مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٨٨
جهت آنكه عناصر موجوده در آن متداعى بر انفكاكند، و قاهرى بايد كه آنها را بر اجتماع بدارد. و آن قاهر از توابع مزاج نمىتواند بود، زيرا كه تابع شىء حافظ آن شىء نمىتواند بود. پس بايد متقدّم بر مزاج عضو حافظ آن باشد، و حافظ عضو يا قوّه حسّ و حركت است و يا قوّه نباتيّه كه مصدر فعل تغذيه و غير آن است، و يا قوّه ديگر غير اين دو قوّه. لكن اوّل باطل است، زيرا كه در عضو مفلوج قوّه حسّ و حركت نيست. [٤٣٥] و ثانى نيز باطل است به دو وجه: اوّل آنكه گاهى قوّه تغذيه باطل مىشود، و آن قوّه حافظه باقى است. دوّم آنكه آن قوّهاى است قابل حسّ و حركت اراديّه، هر گاه مانعى نباشد پس اگر آن قوّه همان قوّه غاذيه باشد كه در نبات نيز حسّ و حركت اراديّه موجود تواند شد، زيرا كه قوّه غاذيه در آن موجود است، پس قوّهاى خواهد بود نفسانيّه و مغاير اين دو قوّه.
و صاحب اسفار اين استدلال را ناتمام دانسته است، و گفته است كه با آنكه قاصر است در افاده مطلوب مشتمل بر خلط و التباس است. امّا قصورش به سبب آن است كه مىتوان گفت كه قوّه موجوده در عضو مفلوج همان قوّه غاذيه نباتيّه است.
و آنچه گفتهاند كه اين قوّه گاهى باطل مىشود و آن قوّه باقى است، ممنوع است، زيرا كه اگر قوّه تغذيه بالمرّه باطل گردد عضو در اندك زمانى اكثرش به تحليل مىرود. و حال آنكه چنين نيست، اين قدر هست كه اثر تغذيه به جهت وجود مانع ظهور بيّن بهم نمىرساند.
و آنچه گفتهاند كه «قوّه تغذيه در نبات موجود است و استعداد قبول حسّ و حركت در آن نيست»، جوابش آن است كه غاذيهاى كه در نبات است به حسب ماهيّت مخالف است با غاذيهاى كه در حيوان است. چنانكه حيوانيّت در ساير حيوانات مخالف است با حيوانيّت در انسان به حسب ماهيّت. و سبب آن بر وجه كلّى آن است كه جهت قوّه نباتى جهت فعليّت است و در جايى كه فعليّت و وجود [صورت قوى گردد و مادّه به آن كامل مىگردد و ذاتش به آن صورت تمام مىشود و استعداد قبول صورتى ديگر به واسطه وجود] آن صورت كه از مادّه رفع مىشود. امّا چون صورت ضعيفة الوجود در ميان محوضت فعليّت و صرافت قوّه باشد مادّه را از قبول صورتى ديگر فوق آن صورت منع نمىكند. امّا اوّل مثل عناصر بسيطه مانند نار صرف كه قابل صورت نبات و حيوان نيست و همچنين ارض