مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٣٤
و يكى از آن حواس سمع است
و آن قوّهاى است مرتّب در عصب متفرّق در سطح صماخ كه ادراك مىكند صورت هر چه را كه به آن برسد از تموّج هواى منضغط در ميان قارع و مقروعى كه مقاوم با قارع تواند بود، چنان انضغاطى به عنف كه از آن صوت حاصل گردد و به تموّج هوا برسد به هوائى كه محصور است در تجويف صماخ. پس آن را به شكل خود متموّج مىگرداند و امواج آن به حركت آن عصبه را تماس مىنمايد و صوت به آن مسموع مىگردد». [١] اين است ترجمه عبارت شيخ در شفا و نجات. و در آن تساهلى هست، زيرا كه به قلع عنف نيز صوت حادث مىگردد.
و دليل بر آنكه ادراك صوت به رسيدن هواء مذكور است به صماخ چند امر است:
اول: آنكه اگر بر آن تجويف منسد گردد سمع باطل مىگردد.
دوم: آنكه هر گاه ميان صائت و سامع جسم كثيفى حايل گردد سماع متعذّر يا متعسّر خواهد بود.
سوم: آنكه چون مشاهده نماييم كه كسى مثلا مطرقه بر سندانى زد، هر گاه به آن نزديك باشيم سماع صوت و مشاهده طرق با هم محسوس مىگردد، و هر گاه دور باشيم سمع بعد از زمانى ادراك صوت مىنمايد، و آن زمان به حسب مراتب بعد مختلف مىگردد.
چهارم: آنكه هر كه دهنش را بر انبوبه بگذارد و تكلّم نمايد و طرف ديگر آن انبوبه در گوش كسى ديگر باشد آن كس كلام او را مىشنود و ديگران كه در آن مجلس حاضرند نمىشنوند. و سببش آن است [٣٧٨] كه آن هواء متموّج در انبوبه به گوش آن كس مىرسد، و به گوش ديگران نمىرسد.
پنجم: آنكه در وقت وزيدن بادهاى تند، بسيار مىشود كه شخصى كه قريب است به مكان حدوث صوت آن را احساس نمىكند، و شخص بعيد آن را مىشنود، به سبب آنكه هواى حامل صوت را وزيدن باد به جانب آن شخص بعيد مىبرد. [٢]
[١] . ابن سينا، النجاة، ص ٣٢٢.
[٢] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ١٧٠.