مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٩٦
و در جواب اين اشكال منع استحاله آن است. و سند آن بقاى صور عناصر است و مركّبات با حلول صورت نوعيّه ديگر كه سارى در جميع اجزاء مركّب است. پس در هر عنصرى دو صورت نوعى موجود است.
و در شرح هدايه فاضل علامه مذكور است كه حق در جواب آن است كه صورت فلك و صور آنچه در آن مركوز است سارى در اجزاء جسم نيست تا آنكه لازم آيد كه جسم واحد صاحب دو صورت نوعى باشد، بلكه تعلّق صورت به مجموع جسم است من حيث هو مجموع نه به هر جزئى از اجزاء آن، زيرا كه صورت فلك بعينها نفس مجرّده آن است. و صور بر دو صنفند: يكى صورى است كه تقوّمش به موادّ اجسام است، خواه سارى در آن باشد مانند صور معدنيّه و خواه سارى نباشد مانند صور حيوانيّه؛ و ديگر صورى است كه تقوّمش به موادّ اجسام نيست، بلكه قوامش به ذات خود است. و چون براى هر فلكى، بلكه هر كره اثيريّهاى صورت مجرّدى هست كه ذات آن است و تحصّل ماهيّتش به همان است، پس براى آن صورتى ديگر كه منطبع باشد نخواهد بود. و چنانكه محقق طوسى گفته است هيچ كس به آن قائل نشده است، زيرا كه ممتنع است كه شيء واحد صاحب دو نفس يعنى دو ذات بوده باشد.
و همان محقق علامه تصريح نموده است به اينكه قوّه منطبعه در افلاك مثل خيال است در ما، پس چگونه مىتواند كه صورت جوهريّه باشد براى آنها.
و امّا آنچه در جواب مذكور شد، كه مىتواند كه جسم واحد دو صورت نوعى باشد مانند اجزاى عنصريّه در مركّبات، فسادش ظاهر است، زيرا كه از آن لازم مىآيد كه براى شيء واحد دو حقيقت مختلف باشد. به اين معنى كه يك جسم هم فلك باشد و هم كوكب و هم نار باشد و هم ياقوت. و صور [٢٢٩] عناصر اگر چه در مركّبات باقىاند و صورت ديگر سارى در آن است، لكن از آن لازم نمىآيد كه براى عنصر واحد دو صورت باشد، زيرا كه براى مركّب عنصرى، مثل ياقوت و مثل اعضاى بسيطه حيوان، اجزاى مقداريّه متّحده به ماهيّت و وجود هست، و اجزاى متباينه به ماهيّت و وجود نيز هست، و صورت ياقوتى يا لحمى يا عظمى سارى در جميع آن اجزاى متشابهه حامله كيفيّت مزاج است، نه در هر يك از اجزاى متباينه بسيطه، زيرا كه جزء بسيط از نار يا هوا استعداد قبول صورت تركيبيّه