مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ١٢٦
عرضى موجود نمىتواند شد.
و در جواب آنچه در بحث چهارم مذكور شد- كه آنچه به تغيّر آن جواب ما هو متغيّر نمىشود از اعراض است- مىگوييم كه اين كلامى است مجمل. و حق معنى آن نيست كه هر چه به تغيّر آن جواب ما هو متغيّر بگردد، و آن شىء به حالت شخصيّت باقى بماند از عوارض حقيقت است. امّا اگر آن تغيّر [٣٦] به تبدّل اشخاص باشد مىتواند شد كه از ذاتيّات باشد چنانكه در استمرار طبيعت نوعيّه به توارد اشخاص ما هو متغير نمىگردد و دلالت بر آن كه اشخاص اعراضند نمىكند.
و جواب از بحث پنجم آن است كه مطلق اتّصال و امتداد مفهوم واحد و حقيقت واحده نيست، بلكه گاهى بر مفهوم جوهرى و گاهى بر مفهوم عرضى به اشتراك لفظى اطلاق مىشود.
و جوابى ديگر، بعد از تسليم آنكه مفهوم امتداد مفهوم واحد است، موقوف است بر تحقيق معنى امتداد عرضى، و بيان حقيقت جسم تعليمى كه از عوارض اجسام است، و بيان امتياز آن از اتصال جوهرى.
پس بدان كه در تحقيق [حقيقت] آن چند قول است:
اوّل آنكه عرضيت متصل و فرض خطوط ثلاثه بر وجه تقاطع به زواياى قوائم در آن ممكن است و اتصالش غير اتصال جوهرى ممتد است. و بنا بر اين در جسم دو متّصل موجود خواهد بود: يكى صورت جوهريّه و ديگر صورت عرضيّه، يكى كم و ديگرى مكمّم [به آن كم]، و يكى قابل قسمت عقليّه كليّه و ديگرى قابل قسمت وهميّه جزئيه، و لكن در وضع و اشاره حسيّه متّحدند.
و اين قول به اعتبار اينكه منافى اتّحاد مفهوم امتداد است باطل است.
دوم آنكه اين جسم متّصل بالذّات است و ممتديّت جسم طبيعى بالعرض است.
و اين قول مردود است به آنچه پيش از اين معلوم شد كه جسم در مرتبه ماهيّت متّصل است و فصل مميّزش از جواهر ديگر قابل ابعاد ثلاثه است. و معلوم شد كه اگر اتصال جوهرى موجود نباشد صفت وحدت اتّصاليّه بر هيچ چيز عارض نمىگردد، و حمل متّصل بر چيزى صادق نمىآيد، نه متّصل بالذّات و نه متّصل بالعرض.