مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٢٣٠
محتاج است، زيرا كه در ذابل و نامى از آنكه چيزى داخل و خارج شود چاره نيست. و حركت مكانيّه و وضعيّه به حركت كميّه محتاج نيستند، و در تخلخل و تكاثف نيز احتياج به حركت كيفيّه كه استحاله باشد هست كه تخليل و تجميد نمايد، و آن استحاله دائمى نيست.
پس به علّتى حادث محتاج خواهد بود، مثل آتش كه احداث تخلخل در آب نمايد و ناچار بايد كه آن به نزديك آب آيد يا آب به نزديك آن رود. پس حركات مكانيّه اقدم بر كيفيّه و كميّه خواهد بود. و حركات مكانيّه يا مستقيمه [١٥٥] مىباشند و يا منعطفه و يا راجعه. و مستقيمه دائمه بر سبيل اتّصال نمىتواند بود به اعتبار تناهى ابعاد، و دو قسم اخير متّصل واحد نمىتوانند بود به علّت تخلّل سكون در ميان دو حركت مختلفه. و وقوع سكون در زمان نمىباشد، زيرا كه سكون قوّه حركت است. و قوّه شىء بايد كه به حسب زمان مقدّم بر آن شىء باشد. و زمان محتاج است به حركتى كه حافظ آن باشد، و [آن] به حركتى كه منقطع مىگردد منحفظ نمىشود، بلكه به چيزى محفوظ مىماند كه قابل دوام تجدّد اتّصالى باشد.
و آنچه اين دوام را قابل است حركت مستديره است كه اتّصال دائمى براى آن ممكن است.
پس اين حركت از ساير حركات عرضيّه مستغنى است و ساير به او محتاج، پس او اقدم حركات است.
و امّا بيان آنكه أتمّ است آن است كه فى نفسها احتمال زيادتى در كميّت ندارد و قابل اشتداد و تضعّف در سرعت و بطء نيز نيست، به جهتى كه در فلكيّات معلوم خواهد شد. و به جهت آنكه فاعل و غايت آن امرى محسوس نيست، بلكه امرى است عقلى كه نسبت به آن تفاوت در قرب و بعد حاصل نمىتواند شد، چنانكه در حركت طبيعيّه اينيّه كه هر چند به مركز خود نزديكتر مىشود شديدتر مىگردد، و حركت قسريّه هر چند از قاسر دورتر مىشود ضعيفتر مىگردد. و سببش آن است كه هر چيز كه به مبدأ و أصل خود اقرب است اشدّ و اقوى است و هر چه ابعد است اضعف و اوهن است.
و امّا بيان آنكه اشرف است آن است كه تامّ است و تام اشرف است از ناقص، پس حركت دوريّه اشرف ساير حركات است. و از اين ظاهر مىگردد كه جرم متحرّك به استداره بايد كه اقدم اجرام و اتمّ و اشرف همه آنها باشد، زيرا كه شرف و تماميّت و دوام فعل مستدعى شرف و تماميّت و دوام [١٥٦] فاعل است. [١]
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٣، صص ١١٣- ١١٤.