مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٥٠
الوجود است، يا بر آن وجه كه مشوّق و مؤثّر در نزد او است چنانكه در غير واجب. و چون محقّق شده است كه فعل قيّوم كلّ صادر از علم او است كه عين ذات است پس فاعل به اختيار خواهد بود نه به طبع، تعالى اللّه عمّا يقوله الملحدون علوّا كبيرا.
و شيخ رئيس در شفا گفته است كه: «بارى تعالى از ذات خودش كيفيّت بودن خير را در جميع اشيا مىداند، پس صورت موجودات تابع صورت معقوله او است به همان نظام كه معقول است در نزد او، نه تابعيّتى مانند اتباع ضوء مضىء را و اسخان حارّ را، بلكه عالم است به كيفيّت نظام خير در وجود، و عالم است به آنكه آن نظام صادر از او است، و عالم است به اينكه از اين عالميّت وجود صادر مىگردد به همان ترتيبى كه او خير و نظام مىداند» [١]. انتهى.
(اقسام فاعل)
و اگر انكشافى از اين زياده مىخواهى بدان كه فاعل بر شش صنف منقسم مىگردد:
اوّل فاعل به طبع، و آن فاعلى است كه فعل از او بىشعور و اراده صادر مىگردد و فعلش ملائم با طبع او است.
دويم فاعل به قسر، و آن فاعلى است كه صدور فعلش از او بدون شعور و اراده و بر خلاف مقتضاى طبع او است.
سوم فاعل به جبر، و آن فاعلى است كه صدور فعلش بىاختيار او است، و امّا از شأنش اختيار آن فعل و عدم اختيار آن بود. و اين اقسام ثلاثه مشتركند در آنكه در فعل مختار نيستند.
چهارم فاعل به قصد، و آن فاعلى است كه صدور فعلش از او مسبوق به اراده باشد كه آن اراده مسبوق باشد به علمى كه به غرض او از اين فعل متعلّق باشد. و نسبت اصل قدرت و قوّت او بدون انضمام دواعى يا صوارف به آن به سوى فعلى و تركش مساوى باشد.
پنجم فاعل به عنايت، و آن فاعلى است كه فعلش تابع علمش باشد به وجه خير در آن فعل به حسب نفس الامر، و همان علمش به وجه خير در آن فعل كافى بوده باشد از براى
[١] . ابن سينا، الشفاء، «الالهيات»، ص ٣٦٣.