مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٥٩
طايفهاى كه، طلبا لمرضاته و تقرّبا إليه، بر دور كعبه طواف مىكنند.
و زكات موجب صرف نفس است از توجّه به امور دنيّه بدنيّه، و از آن حاصل مىشود ملكه ترك التفات به غير خدا. و عدم امر به ترك كلّ آن به جهت صلاح عالم و انتظام آن است، زيرا كه ترك خير كثير به جهت شرّ كثير است، با آن كه براى دفع شرّ آن وجهى ديگر هست، و امر به ايثار بر فقرا به جهت آن است كه ايشان به اعطاء آن محتاجترند و در نزد ايشان لذيذتر و توجّه نفوس ايشان به آن شديدتر است. و ايضا منافع دنيا مشترك است و حبسش براى بعضى قبيح است عقلا، و هر چيز كه احتياج خلق به آن بيشتر باشد بايد كه تقسيمش بر ايشان اوفر باشد، و از اين جهت در اقوات عشر واجب شده است و در نقود ربع عشر.
تنبيه:
به شواهد شرع و بصائر عقل محقّق و مبيّن شده است كه مقصود همه شرايع رسانيدن خلق است به جوار بارى تعالى و به سعادت لقاى آن حضرت و ارتقاء از حضيض نقص به ذروه كمال و از هبوط اجساد دنيّه به شرف ارواح عليّه. و اين ميسّر نمىگردد مگر به معرفت اللّه و معرفت صفات او و اعتقاد به ملائكه و رسل و كتب و يوم آخر، زيرا كه قوام ممكن به واجب است و قوام عبد به رب، پس مادام كه عبد نفس خود را به عبوديّت نشناسد نه خود را شناخته است و نه پروردگار خود را. و همچنين تا پروردگار خود را به ربوبيّت نشناسد نه پروردگار خود را شناخته است و نه خود را، زيرا كه همچنان كه عبوديّت مقوّم اوست الهيّت و ربوبيّت عين ذات بارى تعالى است، به اين معنى كه ذات بذاته بدون انضمام معنى ديگر اله و ربّ عالم است. و از اين جهت است كه مىفرمايد: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاريات، ٥٦). يعنى تا آنكه عبيد من باشند.
و در اين است سرّ نفس كه حقيقتش جوهر نورى عقلى است و وجود براى آن نيست مادام كه عقل بالفعل و معقول بالفعل نشده است. و با اين حال لمعهاى از لمعات نور معنويّه بارى تعالى است. پس مادام كه نفسش را به عبوديّت و ربّش را به ربوبيّت نشناسد موجود نخواهد بود. بلكه منسىّ و در حكم معدوم است. و به اين اشاره شده است در كلام الهى كه:
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ (حشر، ١٩).