مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٤٧٧
محكوم عليه و محكوم به، پس متولّى اين تركيب و تفصيل قوّه واحده مدركه خواهد بود كه هم معانى را ادراك نمايد و هم صور را.
و چون زيد را، مثلا، احساس نماييم و حكم كنيم به اينكه او انسان يا حيوان است و حجر و شجر نيست، حكم كرده خواهيم بود بر محسوس جزئى به معقول كلّى. پس در ما قوّهاى خواهد بود كه هم مدرك كلّيّات معقوله و هم مدرك جزئيّات محسوسه است. پس ثابت شد كه نفس انسانى قوّهاى واحده است كه مدرك جميع اصناف ادراكات است.
و ايضا مىگوييم كه حركات انسانيّه اختياريّه است، پس محرّك آن بايد كه مختار باشد، پس مبدأ حركت او شعور به غايت حركت است، خواه حركت عقلى باشد و خواه حسّى، شهوى يا غضبى. و انسان به جميع اقسام حركات اختياريّه حركت مىكند از عقليّه و وهميّه و حسيّه، پس در انسان شىء واحدى هست كه مدرك است به كلّ ادراكات و محرّك است در كلّ حركات نفسانيّه، و هو المطلوب.
و اگر كسى گويد: كه ادراكات و تحريكات انسان به واسطه قوى است، پس مبادى آنها به حسب حقيقت قوى خواهند بود، و آنها امور متعدّدهاند.
مىگوييم: كه مدرك و محرّك به حسب حقيقت انسان است، و قوى به منزله آلاتند. و پيش از اين معلوم شد كه إسناد فعل به آلت مجاز است و به ذى الآلة حقيقت است.
و اگر گويد: كه هر گاه نفس به حسب حقيقت مدرك محسوسات و مدرك صور خياليّه و مدرك موهومات باشد، هم واهمه و هم قوّه خياليّه و هم قوّه حاسّه خواهد بود. و از اين لازم مىآيد كه ذات واحده هم عقل باشد، و هم وهم، و هم خيال، و هم حس، و هم طبع، پس جوهر واحد هم مجرّد خواهد بود و هم مادّى. [١] مىگوييم: كه صاحب اسفار از اين شبهه جواب داده است كه به حسب حقيقت، نفس موصوف به اين امور و مبادى آنهاست، [٤٢٤] زيرا كه براى آن درجات وجوديّه بر ترتيب اشرف فالأشرف هست، و براى اوست حركت در استكمال جوهرى و به هر مرتبه كماليّه جوهريّه كه مىرسد احاطهاش اكثر و شمولش بر مرتبه سابقه اتم مىگردد، زيرا كه
[١] - صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٨، ص ٢٢١- ....