مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٥٣
است بشناسد، پس امورى را كه بعد از او است بر مثال او منتظم گرداند تا آن امور در غايت نظام منتظم گردد، هرآينه غرض او به حسب حقيقت واجب الوجود بذاته خواهد بود كه او كمال است. پس در صورتى كه واجب الوجود بذاته فاعل باشد غايت نيز او خواهد بود» [١]، انتهى.
و از اينجا ظاهر مىگردد معنى آنچه گفتهاند كه: «اگر عشق نمىبود نه آسمانى مىبود و نه زمينى و نه صحرايى و نه دريايى».
و آنچه بايد كه در اين مقام دانسته شود آن است كه چنانكه واجب الوجود غايت اشيا است به معنى مذكور، همچنين غايت اشياء به اين معنى كه جميع اشيا طالب كمال او و تشبّه جويندهاند در آن كمال به آن جناب، به اندازه آنچه متصوّر مىشود در حقّ آنها از عشق و شوقى كه هر يك را به آن كمال هست، خواه طبيعى و خواه ارادى.
و حكماى الهيّين را اعتقاد آن است كه عشق و شعور در جميع موجودات با تفاوت طبقات سارى است. پس از براى هر يك توجّه و مقصدى است كه روى به آن دارد و مشتاق آن است، و اقتباس مىكند به آتش شوق، نور وصول نزد او را، و اشاره به اين است آنچه حقّ تعالى مىفرمايد: وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ (اسراء، ٤٤).
و شيخ رئيس در چند موضع از تعليقات تصريح نموده است به اينكه قواى ارضيّه مانند نفوس فلكيّه مادّه را حركت نمىدهند براى تحصيل آنچه در تحت آنهاست از قبيل مزاج و امثال آن، اگر چه حصول آنها از توابع لازمه اين تحريكاتند، بلكه غايت در آن طلب تحصيل افضل چيزى است كه در حقّ آنها ممكن است، يعنى حركت مىدهند براى آنكه تشبّه به ما فوق حاصل نمايند، چنانكه نفوس افلاك اجرام خود را حركت مىدهند بدون تفاوت [٢].
پس معلوم شد كه غايت تحريكات جميع محرّكات استكمال به ما فوق خود و تشبّه به آن است تا اينكه منتهى مىشود سلسله تشبّهات و استكمالات به غايت اخيره و خير اقصى كه سالكين در نزد آن ساكن مىگردند و قلوب را به آن اطمينان بهم مىرسد، و آن واجب
[١] . ابن سينا، التعليقات، ص ١١.
[٢] . ابن سينا، التعليقات، ص ١٨ و ص ١٠٨.