مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٣٤٢
اشدّ از برودت موجوده در آن كه انجمادش به واسطه آن برودت باشد، و يا آنكه به حسب طبع يابس باشد، زيرا كه جمد حادث از ماء مخلّى به طبع أصلب از حجاره و در قبول تشكّل أعصى از ارض است.
جواب مىدهند كه مراد به آنكه رطب است آن است كه به ادنى سببى سيلان پيدا مىكند و مستعدّ قبول آنچه بر آن وارد گردد مىشود.
و بر اين جواب وارد مىآيد كه پس ماء به طبع رطب نيست، بلكه به علاج رطب مىشود. و مثل آن در آنچه يابس به طبع است مانند أحجار و فلذّات شديدة اليبس ممكن است. اين قدر هست كه در آب اسهل يا اسرع است و سرعت و سهولت چيزى از عارض را طبع نمىگرداند.
و شيخ رئيس مىگويد كه برد مجمّد ماء مستفاد از خارج است. [٢٨٠] و عبارتش اين است كه: «بردى كه به سبب آن آب منجمد مىگردد حق آن است كه برد مستفاد در هوا است از زمين و ماء. پس هرگاه هوا به وضعى سرد شود كه آب را از سيلان باز دارد طبيعت ماء و ارض بر طبيعت نار مستولى شده است و هوا نيز آنها را معاونت مىنمايد يا به تبريد يا به إزاله تسخين. پس اوّل، ظاهر آب منجمد مىگردد و بعد از آن باطن آن منجمد مىگردد.
پس طبيعت ارض و ماء إحداث برد در هوا مىكنند و هوا عود مىنمايد و احداث كيفيّت برد در آب مىكند به قدرى كه به انجماد مىانجامد»، اين است كلام شيخ. [١] و به انضمام مقدّمه مقرّره مذكوره، مندفع مىگردد آنچه را كه علّامه بعد از نقل كلام شيخ گفته است كه: از اين لازم نمىآيد كه چيزى ابرد از ماء در عناصر موجود باشد؛ و آنچه گفته است كه ماء جامد نفوذ در مسامّ نمىكند صحيح است، لكن لصوقش به مسامّ به اعتبار لطافت از ارض بيشتر است. و امّا انتقاضش- به آنكه حرارت حجر اقوى است از حرارت آبى كه هر دو به مسخّن واحد گرم شده باشند- اگر مرادش به اقوى زيادتى تأثير در حاسّه است، مسلّم نيست، و اگر مرادش آن است كه أبقى و أدوم است، نقض بر دليل مذكور نمىشود، زيرا كه بقا و دوام مستند به يبوست است. علاوه بر آنكه اقوى بودن حرارت حجر
[١] . الشفاء الطبيعيات، السماء و العالم، ص ١٥٨- ١٥٩.