مرآت الاكوان تحرير شرح هدايه ملا صدرا - حسينى اردكانى، احمد بن محمد - الصفحة ٦٠٧
زمين و عناصرش با اين عالم در نوع موافق باشد و خواه مخالف. و بيانش اين است كه اگر عالمى ديگر بالفرض موجود باشد بايد كه بر شكل طبيعى يعنى كرى باشد، و اگر دو كره موجود باشد و يكى بر ديگرى محيط نباشد در ميان آن دو خلأ لازم مىآيد و خلأ محال است، پس تجويز وجود عالمى ديگر محال است. اين است بيان مطلق براى امتناع وجود دو عالم.
امّا بيان مختصّ به احتمال اوّل، كه اجزاء دو عالم از آسمان و زمين و غيرهما در نوع متّحد باشند، آن است كه از معلّم اوّل منقول است كه:
«اگر اسطقسات عوالم كثيره در طبيعت مختلف نباشند بايد كه در حركت و در جهتى كه به سوى آن حركت مىكنند به اعتبار اتّفاق در طبيعت متّحد باشند. پس بايد كه مواضع اسطقسات عوالم كثيره متّفق باشد، پس در اين مواضع مختلفه به قسر ساكن خواهند بود، و قسر محقّق مىگردد بعد از آنكه طبع به حسب ذات متحقّق باشد، پس بايد كه اين اقتران و تباين بعد از اجتماع باشد، و اين مطلب خلاف تباين دايمى است. و ايضا بايد كه در وقتى قسر زايل شده به طبع كه ذاتى است برگردد، پس بايد كه وقتى اين عوالم مجتمع گردند، و اين نيز خلاف تباين دائمى است». انتهى [١].
و اگر كسى گويد: كه اين ارضين كثيره واقعه در عوالم كثيره در آنكه همه ارضاند اشتراك دارند و مشتركند در آنكه بايد وسط آن عوالم امكنه آنها باشد، پس ارضيّت مطلقه اقتضاء وسط عالم بر سبيل اطلاق مىكند و ارضيّت معيّنه اقتضاى وسط معيّن از عالم.
مىگوييم: كه شكّى در اين نيست كه اجسامى كه در حقيقت متّحد باشند و در عدد كثير محتاج به امكنه كثيره به حسب عدد مىباشند، ليكن بايد كه كثرت آنها به نحوى باشد كه اگر آن اجسام به هم جمع شده متمكّن واحد شوند آن امكنه نيز مكان واحد گردد و اتّحاد امكنه واقعه در عوالم مختلف ممتنع است و اجتماع اجسام به اعتبار اتّحاد در طبيعت ممكن، زيرا كه اگر به حسب طبيعت اقتضاى تفرّق و تباين نمايد واحد متّصلى يافت نخواهد شد.
[١] . صدر الدين شيرازى، الأسفار، ج ٦، ص ٩٤.